نقش قران در زندگی روزمره

تاریخ انتشار : ۱۶ فروردین ۱۳۹۵ در ساعت: ۰۸:۰۴

downloadیَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْکُمْ مَوْعِظَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَ هُدًی وَ رَحْمَهٌ لِلْمُۆْمِنِینَ
ای مردم، به یقین، برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی، و درمانی برای آنچه در سینه‌هاست، و رهنمود و رحمتی برای گروندگان [به خدا] آمده است.(یونس، ۵۷)

نقش قرآن در زندگی انسان چیست؟
قرآن چیزی جز کتاب هدایت در زندگی نیست: “هدی للمتقین”. قرآن کتابی است برای انتخاب بهترین زندگی که سعادت جاودانه در پرتو آن تحقق می‌یابد.
زندگی حقیقی و حیات طیبه در پرتو علم به دستورها و رهنمودهای قرآن شکل می‌گیرد: “ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اجابت کنید خدا و رسولش را هنگامی که شما را به چیزی می‌خواند که مایه حیات شما است” نیز فرمود: “هر کس کار شایسته انجام دهد، مرد باشد یا زن، در حالی که مۆمن باشد، پس او را حیات و زندگی پاکیزه بخشیم”.
چون قرآن روش درست زیستن را به انسان می‌آموزد و برنامه‌ای را که در برگیرنده تمام ابعاد زندگی انسان و تضمین کننده سعادت فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اوست، ارائه می‌دهد، به میزانی که انسان آموزه‌ها و دستورهای قرآن را در زندگی به کار بندد، موفقیت کسب خواهد کرد اما هر اندازه از قرآن فاصله بگیرد، دچار خسارت و ضرر خواهد شد.
زندگی قرآنی بر اساس رعایت مقررات و عدالت و احسان و صفا و صمیمیت است و مردمی که این گونه زندگی کنند، دارای اطمینان خاطر و آسایش خواهند بود و سعادت ابدی و جاودانه را در آغوش خواهند گرفت.
قرآن و آیات نورانیش وسیله بیداری و بینائی از طرف پروردگار است، که به هر انسان آماده ای دید و روشنائی و نور می دهد: هذا بصائر من ربکم و مایه هدایت و رحمت برای افراد با ایمان و آنها که در برابر حق تسلیم اند می باشد و رحمه لهدی وقوم یۆمنون
قرآن شفا دهنده دردها
رسول خدا (صلی الله و علیه و آله) فرمود: جبرئیل نزد من آمد و عرض کرد یا رسول الله فتنه ها در امت تو زیاد می شود و امت تو به فتنه هایی مبتلا می شوند. گرفتاری ها و فتنه ها و ظلمت هایی به امت تو رو می آورد: ستکون فی امتک فتنه
گفتم جبرئیل چه کنند؟ راه خروجش چیست؟ گفت یا رسول الله خدای تبارک و تعالی می فرماید:
کتاب الله فیه بیان ما قبلکم من خیر و خبر ما بعدکم
این قرآن است از گذشته و آینده خبر می دهد و با تمسک به قرآن می توانند این فتنه ها را دفع کنند
امیرالمومنین علی علیه السلام می قرماید : فانفیه شفاء من اکبر الدائ این قرآن شفاست از دردهای بزرگ نه دردهای ساده. یعنی وقتی می گویم بزرگ، ساده را زودتر درمان می کند و چونکه صد آمد نود هم پیش ماست.

دردهای بزرگ چیست؟
الکفر و النفاق و الغی (گمراهی) و الضلال (انحراف)
فرمود این کتاب دردهای بزرگی مثل کفر و نفاق و ضلالت و گمراهی را شفا می دهد.(نهج البلاغه/خطبه ۱۷۶)

راهکاری برای زندگی سعادتمندانه
در روایتی نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
إِنْ أَرَدْتُمْ عَیْشَ السُّعَدَاءِ وَ مَوْتَ الشُّهَدَاءِ وَ النَّجَاهَ یَوْمَ الْحَسْرَهِ وَ الظِّلَّ یَوْمَ الْحَرُورِ وَ الْهُدَی یَوْمَ الضَّلَالَهِ فَادْرُسُوا
الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ کَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّیْطَانِ وَ رُجْحَانٌ فِی الْمِیزَانِ.
اگر زندگی سعادتمندانه و مرگ با شهادت و نجات در قیامت و سایه نشینی روز گرم قیامت و هدایت در روز رستاخیز را خواستارید، به سراغ قرآن بروید که سخن خداوند رحمان و موجب دوری از شیطان و وسیله برتری میزان عمل است.
با کمی دقت در این روایت متوجه می شویم که شهادت در راه الهی که مرگی بالاتر از آن نیست و آرزوی بهشتیان این است که به دنیا برگردند و با شهادت از دنیا بروند و همچنین نجات روز رستاخیز، همه و همه در گرو تلاوت قرآن و آموزش فرامین الهی و عمل به ان است.
امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود خدا را نمی توان دید ولی می توان کلامش را شنید فرمود:
فتجلی لهم سبحانه فی کتابه (نهج البلاغه/ خطبه ۲۰۴): خدا در این قرآن تجلی کرده است.
ایمان
یاد خدا باعث بینائی و روشنایی
خداوند در سوره اعراف می فرماید:
«إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسهُمْ طئفٌ مِّنَ الشیْطنِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون (َاعراف، ۲۰۱) »
«وَ إِخْوَنُهُمْ یَمُدُّونهُمْ فی الْغَیِّ ثُمَّ لا یُقْصِرُونَ، (اعراف،۲۰۲)»
پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند به یاد خدا و پاداش و کیفر او می افتند و در پرتو یاد او راه حق را می بینند و بینا می گردند. ولی ناپرهیزکاران برادرانشان یعنی شیاطین آنان را پیوسته در گمراهی پیش می برند و باز نمی ایستند!
در روایات کرارا به اثر عمیق ذکر خدا در کنار زدن وسوسه های شیطان اشاره شده است.
حتی افراد بسیار با ایمان و دانشمند و با شخصیت همیشه احساس خطر در مقابل وسوسه های شیطانی می کردند و از طریق مراقبت که در علم اخلاق بحث مشروحی دارد با آن می جنگیدند.
اصولا! وسوسه های نفس و شیطان همانند میکروب های بیماری زا است،که در همه وجود دارند، ولی به دنبال بنیه های ضعیف و جسم های ناتوان می گردند، تا در آنجا نفوذ کنند اما آنها که جسمی سالم و نیرومند و قوی دارند، این میکروب ها را از خود دفع می کنند.
جمله اذا هم مبصرون به هنگام یاد خدا چشمشان بینا می شود و حق را می بینند اشاره به این حقیقت است که وسوسه های شیطانی پرده بر دید باطنی انسان می افکند، آنچنان که راه را از چاه و دوست را از دشمن و نیک را از بد نمی شناسد، ولی یاد خدا به انسان بینائی و روشنائی می بخشد، و قدرت شناخت واقعیتها به او می دهد، شناختی که نتیجه اش نجات از چنگال وسوسه ها است.
پرهیزکاران در پرتو ذکر خدا از چنگال وسوسه های شیطانی رهائی می یابند، و این در حالی است که گناهکاران آلوده، که برادران شیطانند در دام او گرفتارند، قرآن در آیه بعد در این باره چنین می گوید:
جمله اذا هم مبصرون به هنگام یاد خدا چشمشان بینا می شود و حق را می بینند اشاره به این حقیقت است که وسوسه های شیطانی پرده بر دید باطنی انسان می افکند، آنچنان که راه را از چاه و دوست را از دشمن و نیک را از بد نمی شناسد، ولی یاد خدا به انسان بینائی و روشنائی می بخشد، و قدرت شناخت واقعیتها به او می دهد، شناختی که نتیجه اش نجات از چنگال وسوسه ها است
برادرانشان – یعنی شیاطین – پیوسته آنها را در گمراهی پیش می برند، و از گمراه ساختن آنها باز نمی ایستند، بلکه بیرحمانه حملات خود را به طور مداوم بر آنها ادامه می دهند : وَإِخْوَانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فِی الْغَیِّ ثُمَّ لاَ یُقْصِرُونَ (سوره اعراف ایه ۲۰۲)
اخوان کنایه از شیاطین است و ضمیر هم به مشرکان و گنهکاران باز می گردد،چنانکه در (آیه ۲۷ سوره اسراء) می خوانیم :
إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ : تبذیر کنندگان برادران شیطانند!
یمدونهم از ماده امداد به معنی کمک دادن و ادامه دادن و افزودن است یعنی پیوسته آنها را به این راه می کشانند و پیش می روند.
جمله لا یقصرون به معنی این است که شیاطین در گمراه ساختن آنها از هیچ چیز کوتاهی نمی کنند. سپس حال جمعی ازمشرکان و گنهکاران دور از منطق را شرح می دهد و می گوید : هنگامی که آیات قرآن را برای آنها بخوانی آنرا تکذیب می کنند و هنگامی که آیه ای برای آنها نیاوری و در نزول وحی تاخیری افتد می گویند: پس این آیات چه شد؟ چرا از پیش خود آنها را تنظیم نمی کنی؟ مگر همه اینها وحی آسمانی است؟
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِیَهٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَیْتَهَا
اما به آنها بگو من تنها از آنچه بسویم وحی می شود پیروی می کنم، و جز آنچه خدا نازل می کند،چیزی نمی گویم قل انما اتبع مایوحی الی من ربی.
این قرآن و آیات نورانیش وسیله بیداری و بینائی از طرف پروردگار است، که به هر انسان آماده ای دید و روشنائی و نور می دهد: هذا بصائر من ربکم و مایه هدایت و رحمت برای افراد با ایمان و آنها که در برابر حق تسلیم اند می باشد : وَرَحْمَهٌ لِّقَوْمٍ یُۆْمِنُونَ (سوره اعراف ایه ۲۰۳)