راه رسیدن به سعادت و خوشبختی

تاریخ انتشار : ۳۱ تیر ۱۳۹۷ در ساعت: ۱۵:۲۱

یکی از مسئال بسیار مهم و اساسی در زندگی انسانها تعیین هدف و مسیر زندگی است. اما آیا همه کس به این مسئله می‌اندیشند و می‌دانند از کجا آمده، برای چه آمده و به کجا می‌روند؟ راستی ما به دنبال چه چیزی هستیم؟ چرا انسانها این همه خود را به رنج و سختی می‌اندازند؟ این همه رنج به خاطر چیست و به دنبال چه هستند؟ اگر از تک تک انسانها بپرسیم و آمار دقیقی از جوابهای ایشان تهیه کنیم، صد در صد آنها جواب خواهند داد، که به دنبال خوشبختی و سعادت هستم و از بدبختی گریزانم. آری براستی همه‌ی ما در پی سعادت و خوشبختی هستیم و از بدبختی گریزانیم.

اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که رمز خوشبختی و سعادت در چیست؟ و چه کسی را سعادتمند می‌دانید؟ و چگونه می‌توان احساس خوشبختی کرد؟

اگر برای جواب این سوال هم از تک تک انسانها سوال کنیم؟ با جوابهای متفاوتی روبرو خواهیم شد، و متوجه می‌شویم که متاسفانه اکثر مردم سعادت به مفهوم واقعی آن را درک نکرده‌اند! در نتیجه راه و مسیر خلاف جهت آن را برگزیده و حرکت آنها نه تنها ایشان را به سوی خوشبختی نمی‌برد بلکه آنها را به زوال و نابودی و خسران خواهد رساند.

آیا کسانی که به‌دنبال، مقام، ثروت، قدرت، جمال و زیبایی زن و … هستند و خود را به خاطر اینها به رنج و مشقت می‌اندازند سعادتمنداند؟

همه‌ی آنها برای رسیدن به خوشبختی و سعادت در تلاشند، اما اینها راه رسیدن به آن نبوده و نیست.
تعریف خوشبختی:

خوشبختی و سعادت یعنی اینکه انسان به حالتی برسد که در درونش هیچ اثری از غم و اندوه (حزن) و ترس (خوف) وجود نداشته باشد و این یعنی آرامش کامل، اگر انسان به چنین حالتی دست یابد به سعادت واقعی نائل گشته است. عکس این حالت هم شقاوت و بدبختی محسوب می‌شود.

حالا مختصراً وسایل و راهکارهایی که مردم آنها را مایه سعادت و خوشبختی می‌دانند بررسی می‌کنیم
• ثروت:

ثروت یکی از چیزهایست که اکثر مردم به دنبال آن دوانند و آنرا عامل خوشبختی می‌دانند و می‌بینیم که چه حرص و طمع وو لعی بر نفس انسان غالب است، اما آیا شما کسی را سراغ دارید که در این زمینه به حدی رسیده باشد که نفس را حتی بکشد و بگوید، به تمام آرزوهایم و آنچه می‌خواستم رسیده‌ام و دیگر چیزی نمی‌خواهم؟!

آیا هرگز می‌توانید در میان طا لبان زروسیم کسی را بیابید که دو کوه طلا داشته باشد، و خبردار شود که کوه طلای دیگری وجود دارد و او آن را نطلبد و نخواهد؟!

اشاره به حدیث پیامبر (ص) که می‌فرمایند: ‌« اگر انسان دو دره‌ی پر از طلا داشته باشد، به دنبال دره‌ی سومی هم خواهد بود.» و این نشان می‌دهد که طمع انسان با هیچ چیز برآورده نمی‌گردد. مگر با خاک یا قناعت

آنچنانکه شاعر نامی سعدی(رح) می‌گوید:

چشم تنگ مرد دنیا دوست را یا قناعت پرکند یا خاک گور

قناعت برای کسانی است که از حرص و طمع بری هستند، اما طالبان دنیا و ثروت تا زمانی که در این دنیا هستند حرص وطمع نیز با آنها خواهد بود و تا لحظه‌ای که خاگ‌ گور چشم و دهانشان راپر نکند، از آن رهایی نمی‌یابند. وقتی که طالبان ثروت و دنیا هرگز اقرار نمی‌کنند که به آرزوهایشان رسیده‌اند و همیشه احساس کمبود و نقص می‌کنند، پس همیشه دچار حزن و اندوه خواهند بود.

حزن و اندوه، حالت و احساسی است، که در اثر کمبود و نقص مطلوب و خواسته‌ها و یا دچار گشتن به امور نا مطلوب و ناخوشایند، در انسان ایجاد می‌شود و او را می‌آزارد.

کسی هم که حرص و طمع دارد و تشنه‌ی ثروت است، همیشه احساس کمبود و نقص می‌کند، در نتیجه همیشه حالت غم و غصه بر او غالب است و آرامش را از او سلب می‌کند.
• خوف:

چه کسی ضمانت می‌دهد که ثروت و سامانی که فرد با زحمت به دست آورده، از دستش نرود و سالم برایش بماند، قطعاً هیچ کسی نمی‌تواند چنین تضمینی بدهد، بنابر فرض محال، کسی خود را به حماقت زده و احساس کند، هر آنچه از مال اندوخته همیشه باقیست و هرگز از دستش نخواهد داد ، ولی خودش چه؟! آیا می‌تواند تضمین بدهد که خودش سالم باقی خواهد ماند تا از ثروتش به قدر آرزوهایش لذت ببرد. باید بگویم خیر، زیرا مرگ در کمین اوست و همیشه همراهش خواهد بود. و چنین احساسی لذت و آرامش روحی او را می‌گیرد و دچار تشویش و نگرانی و ترس می‌کند.

آری ترس از مرگ و ترس از دست دادن خودش و فناشدن ثروتش و به جاگذاشتن آنهمه ثروت او را دچار ترس و وحشت می‌کند.

اگر انسان راه ثروت و ثروت‌اندوزی را برای رسیدن به خوشبختی برگزیند، نه تنها به آن دست نمی‌یابد، بلکه احساس خوف و حزن را در او مضاعف می‌گرداند.

• ایمان

انسانی که می‌داند از کجا آمده، بهرچه آمده؟ و به کجا می‌رود و وظیفه‌اش در این دنیا چیست و چه امکاناتی برای انجام وظیفه‌اش در اختیار دارد و مسئولیتش و روز بازخواست از آن را در ذهن دارد. آن بنده‌ای که از امکاناتی که در اختیار دارد غافل نیست و می‌داند که باید آنها را برای آنچه آفریده‌اند بکارشان گیرد و از آنها استفاده کند، آن بنده‌ای که می‌داند، خلق شده تا همانطور که خالقش از او می‌خواهد زندگی و بندگی کند.

آری او معرفت و بینش صحیح را کسب کرده، مجموعه ارزشهای اخلاقی، مجموعه احکام و اوامر و نواهی خداوند را شناخته و تسلیم آنها گشته و ایمان آورده است و متعهد گشته که تمامی احکام و اوامر خدا و دینش را در زندگی تطبیق دهد. و همه چیزش را خدایی بگرداند مگر اینکه عوامل و موانعی خارج از نفس و کنترل خودش مانع او شوند.

چنین انسانی با نگرش به خودش، دو چیز برایش مطرح خواهد بود.یکی ایمان و دیگری عمل صالح ، وجوب و تکلیف عمل صالح ممکن است گاه گاهی از دوش او برداشته شود، آن هم زمانی است که عزم قاطع در انجام کاری را دارد ولی یک جبر خارجی، مانع انجام آن می‌شود. مثلاً عزم راسخ و قاطع دارد که تمامی مسائل و نوع زندگیش رنگ و بوی اسلامی و دینی داشته باشد، اما جاهلیتی که بر محیط زندگیش حاکم است، مانع برآوردن تصمیمش می‌گردد. در چنین زمانی انجام عمل صالح از دوش او ساقط می‌‌گردد.

مکلف است که در زمینه‌ی مسائل اقتصادی به گونه‌ی اسلامی عمل کند اما شرایط جاهلانه جامعه که از کنترل و توانایی او خارج است این اجازه را به او نمی‌دهد و در نتیجه عمل در این زمینه هم از او ساقط می‌گردد. اگر چه بر او واجب است به آن مسائل مومن باشد و سعی کند که مومنانه زندگی کند و برای حل آن مشکل هم تلاش کند، اما فعلاً کاری از او ساخته نیست.مکلف است که به فکر تعلیم و تربیت افراد و مردم جامعه‌اش باشد، اما اکثر مردم حرف او را قبول ندارند و حاضر به پذیرش و قبول نظرات او نیستند، پس اینجا هم بعضی از مسئولیتها از دوش او برداشته می‌شود.

حتی گاهی اوقات پیش می‌آید که خیلی از مسائل اساسی مانند روزه، حج ، زکات، و غیره نیز از دوش او برداشته می‌شود، اگر زمینه‌ی انجام آنها وجود نداشته باشد . و یا بعضی اوقات تکلیف ادای نماز از مومن ساقط می‌گردد، مثل دوران حاکمیت فرعون مصر ( جمال عبدالناصر) که اگر کسی را در حال نماز می‌دیدند، او را مورد عذاب و شکنجه قرار می‌دادند، و در سوریه و بعضی دیگر از کشورها نیز همینطور بود. در این صورت حتی تلفظ کلمات، رکوع و سجود هم از دوش نمازگذار برداشته می‌شود و او می‌تواند نمازش را در دل و قلبش ادا کند.

اما یکی از اساسی‌ترین، مهمترین و مطلوب‌ترین چیزهای یک انسان که هرگز مسئولیتش از وی ساقط نمی‌گردد، ایمان است یعنی شناخت دین خدا و تسلیم قلبی به دین حق و اگر زمینه و شرایط مناسب مساعد گردید عمل صالح که از توابع ایمان است هم خواسته می‌شود.

آیا چنین ایمانی سعادت و خوشبختی انسان را تامین می‌کند؟ یا خیر؟
از خدای عزوجل خواهانم مارا یاری کند که با تمام وجود، فرق این دو نوع زندگی را درک کنیم و ما را یاری کند با عزمی قاطع و راسخ راه درست را انتخاب کنیم. و به ما صبر و استقامت عنایت کند و به سعادت ابدی نائل فرماید.

پروردگارا از ما بپذیر، بی گمان تو شنوا و دانا هستی.

پروردگارا ! در دنیا و آخرت به ما نیکی عطا بفرما و ما را از عذاب آتش نگه‌دار.

پروردگارا ! نور ما را کامل بگردان و ما را ببخشای چرا که تو بر هرچیز بس توانایی.

وصلی الله علی سید نا محمد و علی آله و صحبه اجمعین

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین