دعا، جان عبادت در سحرگاهان

تاریخ انتشار : ۷ مرداد ۱۳۹۷ در ساعت: ۱۵:۲۰

آداب و شرایط دعا
بدان که «دعا» مغز همه عبادات است.۱ و از این جهت در فضیلت آن و امر به آن آیات و اخبار بی شمار وارد شده. و از کثرت اشتهار احتیاجی به ذکر آنها نیست. و ادعیه ای که از حضرت سید المرسلین و ائمه طاهرین(ع) رسیده است، در کتب ادعیه مذکور است. و هیچ مطلبی از مطالب دنیا و آخرت نیست مگر اینکه دعاهای بسیار به جهت آن وارد شده، هرکه طالب آنها باشد رجوع به کتب دعوات کند.

بلی، از برای «دعا کننده» آداب و شرایط چند است، که باید مراعات آنها را منظور داشته باشد تا فایده دعا را ببیند، و دعای او مستجاب گردد، و نورانیت دعا در نفس او پیدا شود.

و از جمله شرایط، در اینجا چند شرط ذکر می کنیم:

اول آنکه: اوقات شریفه را از برای دعای خود اختیار کند؛ مثل روز عرفه و ماه رمضان و روز جمعه و وقت سحر و شب های قدر و شب های جمعه و امثال اینها.

دوم آنکه: حالتی را ملاحظه کند که در آن حالت، استجابت دعا وارد شده؛ مثل حال آمدن باران و عقب نمازهای واجب و میان اذان و اقامه و وقت وزیدن بادها و در هنگامی که روزه باشد.

سوم آنکه: با طهارت باشد؛ یعنی وضو یا غسل داشته باشد.

چهارم آنکه: رو به قبله باشد.

پنجم آنکه: دست های خود را بلند کند به نحوی که زیر بغل او نمایان باشد؛ همچنان که گدایان، دست خود را به جانب اغنیا دراز می کنند.

و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مروری است که: «هیچ بنده ای دست خود را به جانب خداوند جبار دراز نمی کند مگر اینکه خدا شرم می کند که دست او را تهی برگرداند تا فضل و رحمت خود را در آن جای ندهد».۲

پس چون دست خود را فرود می آورید، بر سر و روی خود بکشید.

ششم آنکه: آواز خود را پست کند و میان جهر و اخفات دعا گوید، نه چندان آهسته باشد و نه بسیار بلند.

مروری است که: «چون مردمان به خدمت حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمدند تا به نزدیک مدینه رسیدند تکبیر گفتند و صدای خود را به تکبیر بلند کردند؛ حضرت فرمود: ای مردمان! آن کسی را که می خوانید کر نیست و دور نیست بلکه در پیش گردن های شماست».۳

هفتم آنکه: در دعا کردن، متوجه سجع و قافیه نشود و سخن پردازی نکند، که این طریقه منافی خضوع و تضرع است.

هشتم آنکه: تضرع و زاری کند و با خضوع و خوف و خشیت و هیبت باشد.

در اخبار رسیده است که: «چون خدا بنده را دوست دارد او را مبتلا می سازد تا تضرع و زاری او را بشنود».۴

نهم آنکه: جزم داشته باشد به اینکه دعای او اجابت می شود. و یقین داشته باشد که رد نخواهد شد.

از حضرت امام جعفر صادق(ع) مروری است که: «چون دعا کنی باید چنان گمان کنی که حاجت تو بر در ایستاده است و داخل می شود».۵

دهم اینکه: اصرار بر دعا کند و الحاح نماید، و لااقل سه مرتبه آن را تکرار کند.

یازدهم آنکه: قبل از دعا، ذکر خدا کند. و ثنا و ستایش او گوید. و تمجید و تعظیم او کند. و صلوات بر پیغمبر و آل او فرستد.

دوازدهم آنکه: ابتدا اقرار به گناه کاری و عدم سزاواری خود نماید.

سیزدهم آنکه: توبه کند و از گناهان خود پشیمان شود. و اگر مظلمه بر گردن او باشد ادا کند؛ یا عزم به ادا کردن آن نماید. و اگر متمکن از ادای آن نباشد توفیق آن را از خدا طلبد.

چهاردهم آنکه: به تمام همت خود رو به خدا آورد، و از هرچه غیر اوست قطع امید نماید.

پانزدهم آنکه: لباس و مکان و غذای او از حلال باشد (و این نیز از جمله شرایط عمده است).

شانزدهم آنکه: حاجت خود را «به خصوصه» نام برد.

هفدهم آنکه: چون دعا کند تخصیص به خود ندهد؛ بلکه دیگران را در دعای خود شریک سازد.

هیجدهم آنکه: گریه کند (و این نیز از شرایط عظیمه و آداب معتمده است).

نوزدهم آنکه: دعا را تأخیر نیندازد تا وقت حاجت؛ بلکه پیش از احتیاج دعا کند. همچنان که وارد است که: «در حال نعمت و آسانی با خدا آشنایی کنید تا در وقت محنت و دشواری خدا با شما آشنایی کند».

بیستم آنکه: همچنان که مذکور شد، در حاجت خود اعتماد به غیر خدا نکند، و امید به جز او نداشته باشد.

سبب ردّ دعا
حکایت ـ گویند در ایّام مبارک موسی× قحطی اتّفاق افتاد، و کلیم با جمعی پاکان به کرّات استسقا نمود، و سبیل تضرّع و ابتهال می سپرد، و مخایل قبول ظاهر نمی شد. و موسی× بدان سبب تنگ دل بود، تا وحی آمد که ای موسی! ردّ دعای شما سبب آن است که در میان شما نمّامی است که سخن چیند، و در طریق فضیحت خلق قدم گذارد. موسی× فرمود که: الهی! نمّام کدام است؟ تا او را از میان خود بیرون کنیم. خطاب عزّت در رسید که ای موسی! چو از نمّامی نهی می فرماییم، چگونه به تو نماییم؟! پس گفتند: طریق معیّن آن است که جملت توبت کنیم، و به حضرت بازگردیم، تا این گنه کار در میان ما رجوع کند. جملت به انابت پیوستند، و آثار رحمت و نتایج عفو ظاهر شد.۱

۱. مکارم اخلاق، ص ۱۹۵٫