چگونه قرآن بخوانیم؟!

تاریخ انتشار : ۹ آبان ۱۳۹۷ در ساعت: ۱۴:۳۱

هر کاری برای خود آدابی دارد که باید رعایت شود هر وسیله دفترچه راهنمایی دارد که برای استفاده بهینه باید از راهنمایی هایش بهره جست حال اگر بخواهیم از وسیله عظیم انسان سازی استفاده کنیم با توجه به اینکه انسان موجودی است بس شگرف و مسائل مربوط به او خارج از وصف است. بنابراین استفاده از برنامه انسان سازی یعنی همان قرآن عظیم آگاهی هایی میطلبد که ما در این مجال از خود قرآن رهنمایی میجوییم برای رسیدن به فهم و درک آن چرا که پر بار بودن محتواى قرآن به تنهائى کافى نیست، باید موانع نیز از وجود ما و از محیط فکر و جان ما بر چیده شود تا به آن محتواى پر بار دست یابیم . باید یاد بگیریم چگونه از قرآن استفاده کنیم .

قرآن خود ما را راهنمایی میکند و در ابتدا میگوید: «فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»۱؛ هنگامى که قرآن مى خوانى از شر شیطان مطرود شده به خدا پناه بر .

البته منظور تنها ذکر جمله (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) نیست، بلکه تخلق به آن شرط است یعنى ذکر این جمله مقدمه تحقق حالتى در نفس و جان انسان گردد، حالت توجه به خدا، حالت جدائى از هوى و هوس هاى سرکشى که مانع فهم و درک صحیح انسان است، حالت بیگانگى از تعصب ها و غرورها و خودخواهی ها و خود محوری هایى که انسان را وادار مى کند که از همه چیز، حتى از سخنان خدا به نفع خواسته هاى انحرافیش استفاده کند.

و تا چنین حالتى در روح و جان انسان پیدا نشود، درک حقایق قرآن براى او ممکن نیست

بعد در تأکید آیه پیشین مى فرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ»۲ ؛ شیطان تسلطى بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل مى کنند ندارد.

«إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ»۳ ؛ تنها تسلط او بر کسانى است که او را دوست مى دارند و به رهبرى و سرپرستى خود انتخابش کرده اند و آنها که او را شریک خدا در اطاعت و بندگى قرار داده اند.

اما ما از پناه بردن به خدا فقط جمله (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم) را کافی میدانیم و جز این نیاموخته ایم، که اگر غیر از این بود تا کنون به نور ظاهر و باطن قرآن و عالم امکان رسیده بودیم.

در حدیث مى خوانیم : لو لا ان الشیاطین یحومون حول قلوب بنى آدم لنظروا الى ملکوت السماوات ؛ اگر شیاطین در اطراف قلوب فرزندان آدم دور نمى زدند آنها مى توانستند ملکوت و باطن آسمانها را ببینند.

به همین دلیل نخستین شرط براى رهروان راه حق ، تهذیب نفس و تقوا است ، که بدون آن انسان در ظلمات وهم ، گرفتار و در بیراهه ها سرگردان مى شود.

و اگر مى بینیم قرآن مى گوید: این آیات الهى مایه هدایت براى پرهیزکاران است نیز اشاره به همین واقعیت است .

بسیار دیده ایم کسانى را که با تعصب و لجاجت و پیشداوریهاى فردى یا گروهى به سراغ آیات قرآن مى روند و بجاى اینکه حقیقت را از قرآن درک کنند آنچه را خود مى خواهند بر قرآن تحمیل مى نمایند، و به تعبیر دیگر آنچه را که مى خواهند در قرآن مى جویند، نه آنچه را که خدا بیان فرموده ، و به جاى اینکه قرآن مایه هدایتشان شود، بر انحرافشان مى افزاید (البته نه قرآن که هوى و هوسهاى سرکششان )

قرآن را تند و دست و پا شکسته نباید خواند، بلکه باید به آرامى تلاوت کرد، هنگامى که به آیه اى مى رسى که در آن ذکر آتش دوزخ شده است توقف مى کنى (و مى اندیشى ) و به خدا از آتش دوزخ پناه مى برى!
«فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَهُمْ وَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ کَافِرُونَ»۴ اما آنها که ایمان آورده اند، آیات قرآن بر ایمانشان مى افزاید و شاد مى شوند و اما آنها که در دلهایشان بیمارى است پلیدى تازه اى بر پلیدیشان مى افزاید، از دنیا مى روند در حالى که کافرند!

قرآن گویا با تعبیر رجیم مى خواهد این واقعیت را تفهیم کند که به هنگام تلاوت قرآن، استکبار و غرور و تعصب را از خود دور کنید تا سرنوشتى همچون شیطان رجیم پیدا نکنید، و به جاى درک حقیقت در پرتگاه کفر و بى ایمانى سقوط ننمائید.