اصول و قواعد زندگی

                                                                                                     اصول و قواعد زنـدگی

تمامی انسان ها در زندگی خودآگاه یا ناخودآگاه به دنبال موفقیت ، خوشبختی و سعادت هستند . و یا به عبارتی انسان ها دائماً در نبرد با رویدادهای زندگی هستند تا به زعم خود بتوانند بهترین استفاده را از زندگی داشته باشند و همه به دنبال رسیدن به فرمول و قواعدی هستند که مسیر آنها را به سوی موفقیت ، شادابی و سعادت ، کوتاهتر و راحت تر نماید و در این راستا مکاتب و نظریه های بسیار زیادی ارائه شده است که هر کدام بر اساس نوع نگاه به زندگی و اهدافی که برای زندگی داشته و دارند و ارزشی که برای انسان قائل بوده اند ، راهکارها و قواعدی را برای بهتر زندگی کردن ارائه نموده اند .
و ما در این جزوه سعی نموده ایم براساس تعالیم روح بخش قرآنی تعدادی از این اصول و قواعد زندگی را ارائه نمائیم تا به وسیله رعایت و انجام این اصول و قواعد بتوانیم به یک زندگی عالی و موفقیت کامل دست پیدا کنیم و به زندگی خویش قیمت ببخشیم .

                                                                                                           اصل اعتدال
یکی از اصول پایه و مهم در زندگی شخصی و اجتماعی رعایت اعتدال در همه جنبه ها است . اعتدال مانند سوار شدن بر یک دوچرخه است که اگر دوچرخه سوار به یک طرف منحرف شود حتما بر زمین خواهد خورد و به مقصد نخواهد رسید و برای رسیدن به اعتدال در زندگی باید همراه با دانش و تجربه تمرین و مراقبت های ویژه ای اعمال نمود تا بتوانیم از هرگونه افراط و تفریط جلوگیری نمائیم و یا به عبارتی اعتدال یک دانش صرف نیست بلکه یک مهارت است که به مدد دانش و تجربه و تمرین و اعتدال دارای ابعاد و جلوه های مختلفی است که مهمترین جلوه های اعتدال که باید در زندگی رعایت شود عبارتند از :
۱- اعتدال اقتصادی
در مسائل اقتصادی نه خسیس باشیم که آبرویمان برود و رابطه دوستی و خانوادگی و اجتماعی آسیب ببیند و موجبات سلب آرامش و نشاط در زندگی را فراهم سازد و نه ول خرج باشیم که در آستانه فقر و تنگدستی قرار بگیریم چنانچه قرآن می فرماید (وَلا تجعَل یَدَکَ مَغلوله ً الی عُنقِکَ وَلا تبسُطها کُلّ البَسط ِ ) اسراء -۲۹
( نه آنگونه مانند کسی که دستش به گردنش بسته شده خساست به خرج ده و نه کاملا دستهایت را باز کن و هر چه را داری از بین ببر )
اعتدال در مسائل اقتصادی مایه برکت و رشد متوازن در زندگی خواهد شد و در مقابل اسراف و ولخرجی یا امساک و خساست باعث خروج از توازن و منحرف شدن از مسیر اصلی زندگی می شود .
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن که می خوانند ملّاحان ســرودی
اگر بــاران به کوهســاران نبـارد به سالی دجله گردد خشک رودی
و به عبارتی اعتدال اقتصادی میان دو کار زشت تنگ گرفتن و خساست از طرفی و اسراف و تبذیر از طرف دیگر قرار گرفته است که باید با مدیریت رفتار تعادل بین این دو بوجود آورد .
اعتدال اقتصادی آن اندازه مهم است که در قرآن مجید وقتی ویژگی های عبادالرحمن را بیان می کند یکی از مهمترین ویژگی های بندگان خالص پروردگار را رعایت اعتدال در انفاق مطرح می نماید .
(وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً ) فرقان ۶۷
( عبادالرحمن کسانی هستند که حتی زمانی که انفاق می کنند اسراف و زیاده روی نمی کنند و با تنگ نظری و دست بسته هم عمل نمی کنند بلکه حالت اعتدال را که همانا بین این دو حالت است و باعث قوام و پایداری رفتار می شود اعمال می کنند . )
۲- اعتدال در عبارت
به این معنی که با رعایت اولویت ها و عمل به احکام الهی از هر گونه افراط و تفریط پرهیز می کنند . شخصی از یکی از معصومین در رابطه با اعتدال سوال کرد حضرت مقداری شن نرم به دست گرفتند و فرمودند اعتدال یعنی اینکه نه کاملا مشت را ببندی که هیچ نریزد و نه آنگونه باز گذاری که هیچ نماند .
اعتدال در عبارت به این معنی است که همواره و در همه حالات به یاد خداوند باشی ولی از حد لازم خواب ، تفریح ، کار ، مطالعه ، روابط اجتماعی و … غفلت ننمائی که این توجه دائم به پروردگار و اولویت بندی رفتار باعث می شود همه رفتار و کردارهای

فرد نظیر خواب ، تفریح ، مطالعه و … به عبادت پروردگار تبدیل می شود به گونه ای که در احادیث بسیار داریم ( خواب عالم عبادت است ) ولی متاسفانه برخی از افراد که درک درستی از عبادت و تاثیر آن بر رشد و سعادت و کمال انسان ندارند می گویند دلت پاک باشد و شانه از زیر تکالیف واجب الهی خالی می کنند . و برخی دیگر که عبادت را فقط منحصر در خواندن قرآن ، نماز ، دعا و حج های مستحبی مکرر می دانند گاهاً در یک شبانه روز یک دور قرآن و چندین دعا و زیارت بدون توجه به معانی و مفاهیم را قرائت می کنند و خود را از محضر الهی طلبکار محسوب می نمایند .
در یک نقل تاریخی آمده است که فردی ، تازه مسلمانی را نیمه شب برای فریضه نماز شب به مسجد برد و بعد از نماز شب نافله صبح ، نماز صبح و دعای بعد از نماز و ادعیه مستحبه هنگام طلوع آفتاب و دعای هنگام صرف غذا و پایان غذا و نافله ظهر ، نافله عصر ، نماز عصر ، نافله مغرب ، نماز مغرب ، نافله عشاء ، نماز عشاء و دعای جوشن و … تازه مسلمان که از این همه ادعیه و نماز مستحبی به تنگ آمده بود گفت این نوع رفتار شایسته افراد بیکار است .
اندازه نگه دار که اندازه نکوست هم لایق دشمن است و هم لایق دوست
پس چه شایسته است که انسان فرائض دینی را با توجه و تمرکز به انجام برساند و مستحبات را با توجه به شرائط و موقعیت ها و حالات و با انگیزه رشد و تعالی و خیر و صلاح دنیا و آخرت به انجام برساند . پس خواندن یک آیه قرآن با توجه و تأمل کامل می تواند بسیار مفید تر و مؤثرتر باشد از خواندن ۳۰ جزء قرآن بدون توجه و تأمل .
۳- اعتدال در عزاداری و پاسداشت ها
اگر عزاداری ها را به دو بخش مذهبی آئینی و شخصی تقسیم کنیم دو رویه کاملا متضاد و متفاوت که حـاکی از عدم اعتـدال در رفتار است مشاهده می نمائیم در بـاب

عزاداری های شخصی گاهاً مشاهده می شود بعد از مرگ یک نفر انواع تجملات بنر نویسی و تراکت نویسی ، سبد گل و مراسم دوم ، هفتم ، چهلم و سال و چند ماه حرمت نگه داری و پرهیز از هر گونه جشن و سرود و عروسی و … به گونه ای که بعد از مرگ شخص صاحبان مصیبت ، دو عــزا خواهند داشت یکی مصیبــت میّــت و دیگــری مصیبــت هزینــه ها و مخارج تجمــلی و سنت های خرافی .
و در طرف دیگر گروهی که کاملا میّت را پس از مرگ به فراموشی سپرده و حتی برای مراسم نماز میّت ، کفن و دفن ، فقط چند نفر حمل کننده جنازه از طرف یک مؤسسه این وظیفه را به عهده می گیرند و حتی بستگان میت هم غالباً از محل دقیق دفن مطلع نیستند و کلا میّت به فراموشی سپرده می شود .
و در باب عزاداری های مذهبی و آئینی که افراط و تفریط ها از حد عزاداری های شخصی هم گذشته است عده ای برای هر یک از معصومین روزها و دهه هائی را تراشیده اند مانند دهه های فاطمیه ، محسنیه ، تاج گذاری امام زمان ، وفات ام البنین و … و همچنین گاهاً رفتارهای دون مانند قمه زدن ، زنجیر زنی با تیغ های برنده و رفتارهای دور از شأن یک مسلمان شیعه و استفاده از واژه ها و عناوین کفر آمیز و مخالف فرهنگ قرآنی و سنت نبوی و عده ای هم با بی اعتنایی به ایام ا… و زمان های شهادت و اعیاد ائمه طاهرین و با توجیه اینکه دل باید پاک باشد و ائمه که به درجه رفیع شایسته خود نائل شده اند و ما باید به فکر عمل خودمان باشیم ، با بی اعتنایی از کنار شعائر الهی عبور می کنند و متوجه نیستند که اعمال فرد وقتی صالح می شود که از یک الگوی شایسته پیروی کند و در مکتب هدایت بزرگان دین تلمز نماید .
جلوه های دیگر اعتدال را می توان به صورت فهرست وار به شرح زیر بیان نمود

۴- اعتدال در رفتارهای اجتماعی
که برخی مهریه های نجومی برای ازدواج دارند و برخی یک سکه و ۱۴ سکه و یک شاخه گل و …
۵- اعتدال در حبّ و بغض ها
برخی در هنگام دوستی ها آنقدر زیاده روی میکنند که همه اسرار زندگی خصوصی را به دوستان می گویند و اگر ناراحتی بوجود آید دچار مشکل می شوند و از طرف مقابل اگر با کسی هم کمترین ناراحتی داشته باشند تمامی دوستی ها و رابطه ها را قطع می کنند .
۶- اعتدال در امور سیاسی
برخی یک جریان داخلی و هم وطن و هم کیش را کافر و خونش را مباح و یک جریان را منجی و معجزه و …
می دانند .
۷- اعتدال در تربیت فرزندان
برخی فرزندان را بگونه ای وابسته و بکسل می کنند که هیچ اراده و خلاقیتی ندارد و برخی بی توجه به تربیت فرزندان ، آنها را رها و خودسر تربیت می کنند .
۸- اعتدال در خواب ، خوراک و پوشاک
۹- اعتدال در رعایت مسائل شرعی
۱۰- اعتدال در غیرت ورزی
                                                                                        اصل مسئولیت پذیری ، کار و تلاش
انسان به عنوان اشرف مخلوقات و خلیفه الهی وقتی می تواند به کمال لایق خود برسد که علاوه بر ایمان و اعتقاد در مرحله عمل تلاش و ممارست ، وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری داشته باشد .
زیربنای مسئولیت پذیری :
۱- مسئولیت پذیری زمانی محقق می شود که رسالت و تکلیفی در کار باشد یعنی انسان قبلا کارهایی را با اراده و اختیار خویش پذیرفته باشد و سپس مسئولیت انجام آن را به عهده بگیرد و به عبارتی فرد مسئولیت های خود را بر اساس جایگاه و نیازهای خود بشناسد .
۲- مسئولیت در جائی لحاظ می شود که فرد دارای قدرت تمیز و ادراک باشد . لذا انسان ناآگاهی را که دارای قدرت ، درک و فهم نمی باشد نمی توان ملزم به انجام کاری کرد و به او مسئولیتی داد .
۳- زمانی می توان فرد را در مقابل وظیفه ای که داشته است مورد بازخواست قرار داد که فرد قبلا مسئولیت خود را شناخته باشد و این مستلزم رسایی پیام و دریافت آن توسط فرد مکلف می باشد .
۴- تکلیف و مسئولیت متوقف بر قدرت انجام وظیفه از سوی فرد مکلف است لذا فرد ناتوان هرچند آگاه باشد به دلیل اینکه کار از حوزه عمل و قدرت او خارج است ، مسئول نخواهد بود .
۵- زمانی می توان فرد را مسئول دانست که او با اختیار و اراده خود انجام یا ترک کاری را به عهده گرفته باشد نه اینکه مجبور به این کار شده باشد .
مسئولیتهای انسان :
۱- مسئولیت در برابر خود و رشد شخصیت و جایگاه خود و فراهم نمودن زمینه های رشد و تعالی در همه جنبه های مادی و معنوی .
۲- مسئولیت در برابر جامعه : به دلیل اینکه انسان موجودی اجتماعی است پس هر انسان در برابر جامعه مسئولیتهایی دارد مخصوصاً دربرابر جوامعی که با آنها بیشتر مرتبط است . مانند مسئولیتهای شهروندی ، مسئولیتهای قانونی ، مسئولیت در برابر خانواده و در برابر همسایه و خویشاوندان ، مسئولیت دربرابر هم کیشان .
۳- مسئولیت در برابر طبیعت و محیط زیست : انسان نه تنها نسبت به خود و دیگر انسان ها مسئول است بلکه در برابر محیط زیست خود نیز مسئول است او نباید آب ، هوا ، خاک و … را آلوده کند و یا درختان را که به منزله ی ریه های زمین هستند از بین ببرد .
۴- مسئولیت در برابر خالق : با توجه به اینکه هستی آفرین برای استفاده هر چه بهتر و بیشتر من از هستی قوانین و قواعدی را قرار داده است و انسان برای رسیدن به کمال و استفاده هر چه بهتر از هستی باید به فرامین و قوانین الهی توجه نموده و پایبند باشد و در واقع توجه به فرامین الهی همان مسئولیت انسان در برابر خالق محسوب می شود .
ویژگی های افراد مسئولیت پذیر :
۱- عزت نفس و اعتماد به نفس
۲- فعال بودن و پویایی
۳- قبول شکست ها در صورت ناکامی به جای مقصر دانستن دیگران

۴- تلاش جهت جبران ناکامی ها
۵- انعطاف پذیر بودن در صورت لزوم
۶- پاسخگو بودن نسبت به امور محوله
۷- هدفمند کردن فعالیتها
۸- برنامه ریزی جهت دسترسی به اهداف از قبل تعیین شده
راه های افزایش حس مسئولیت پذیری :
۱- از اشتباه کردن نهراسید بلکه هر شکست و اشتباه را مقدمه ای برای رسیدن به پیروزی بدانید
۲- قدرت خلاقیت و تصمیم گیری بالایی داشته باشید و از پیروی کورکورانه از دیگران پرهیز شود
۳- برای زندگی و کار هدف معینی داشته باشید ( هدفمند بودن ) و به تبع آن برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی داشته باشید
۴- قدرت خود را دست کم نگیرید و با اعتماد به نفس بالا نهایت کفایت خود را اعمال نمائید و از امکانات ، فرصت ها و قابلیت هایی که دارید استفاده کنید
۵- ثبات قدم داشته باشید و به کار خود متعهد باشید و بدانید کار شما و مسئولیت شما و نحوه انجام کار و پایداری در کار نشانه شخصیت شما در جامعه می باشد
۶- سعی کنید هر کاری را به گونه ای انجام دهید که برای خودتان انجام می دهید و یا به عبارتی هر مسئولیتی به شما سپرده شود و شما پذیرفته باشید به بهترین وجه ممکن به انجام برسانید ( احسن عملاً )
۷- کمک به دیگران و همنوع خود را کمک به شخصیت و خود بدانید و از هر گونه مساعدت و کمک به دیگران دریغ نورزید .
اصل شناخت و آگاهی (تفاوت های مرد و زن ) :
آگاهی از تفاوت های موجود بین مرد و زن در زندگی مشترک باعث می شود زن و مرد درک کنند که مکمل یکدیگر هستند و سعی نمایند با ویژگی های خاص خود کمبودهای طرف مقابل را تکمیل نمایند و اگر زن و مرد با شناخت دقیق از تفاوتها و مشترکات یکدیگر بتوانند هماهنگ عمل نمایند تا در برابر مشکلات زندگی منطقی و عاقلانه تر برخورد نمایند و از طرفی وقتی زن و مرد تفاوتهای یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند ارتباط قوی و مؤثری بین آنان برقرار می شود و عشق و امید ، فرصت شکوفایی پیدا خواهد کرد و از چنبره ستیزه ها و کشمکش های دائمی و عذاب آوری که به سبب عدم درک متقابل زوجین حاصل می شود نجات خواهند یافت و کوتاه سخن اینکه اگر در روابط اجتماعی و خانوادگی با شناخت تفاوت ها یاد بگیریم که هر چیز را با مقیاس متناسب با خودش بسنجیم و اندازه بگیریم دیگر دچار حس تحقیر یا برتری کاذب نخواهیم شد .
در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان نباید فکر کنیم که خصوصیات زنان از مردان بهتر است و یا برعکس بلکه باید توجه داشته باشیم این تفاوت ها یکی از شگفتی های آفرینش است که ذات اقدس الهی در جهت کمال انسان در جسم و روح او قرار داده است که اگر درست فهمیده و بکار گرفته شود موجب کمال و آرامش افراد و خانواده ها خواهد بود .
تفاوت های بین زن و مرد به دو دسته کلی تقسیم می شود :
۱- تفاوتهای جسمی
۲- تفاوتهای روحی و روانی

تفاوتهای جسمی :
۱- تفاوت در قامت و اندام
۲- تفاوت در زمان بلوغ و علائم بلوغ
۳- تفاوتهای سلولی و کروموزومی
۴- تفاوتهای هورمونی
۵- تفاوت در نیرو و توان جسمی و پیچیدگی ماهیچه ها
۶- تفاوت در صدا
۷- تفاوت در رنگ چهره و بدن
۸- تفاوت در حواس ظاهری :
الف ) ادراک شنوایی : زنان بالاتر از مردان است . زنان کوچکترین صداها را می شنوند و به محرک های صوتی عکس العمل سریعتر نشان می دهند .
ب ) قدرت بینایی : خانم ها همه جزئیات را می بینند و در تشخیص رنگ ها و اندازه ها از مردان موفق ترند و مردها در چهره شناسی موفق ترند .
ج ) قدرت بویایی : زن ها در زمان حاملگی از قدرت بویایی بسیار بالایی برخوردار می شوند .
د ) قدرت چشایی : زنان از مردان قوی تر هستند .
س ) در حساسیت نسبت به درد : زن ها در برابر درد تحمل کمتری دارند و به درد بیشتر توجه می کنند و به همین خاطر زودتر به دکتر مراجعه می کنند .
۹- تفاوت در لطافت و ظرافت پوست
۱۰- تفاوت در اندازه مغز و جمجمه و نحوه و میزان ارتباط دو نیمکره مغز

تفاوتهای روحی و روانی :
۱- زنان رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند . مردان ، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش ، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای دلیل و منطق دارند .
۲- مردها صرفه جو و مقتصد هستند . زن ها تشریفاتی
۳- مردها کلی نگرند . زن ها جزئی نگر و به همین خاطر در انتخاب یک خانه مردها بیشتر به مسائل کلی توجه دارند و زن ها بیشتر موارد ریز و جزئی را هم لحاظ می کنند . زن ها روزهای تولد ، فوت و عروسی را بهتر از مردان بخاطر دارند .
۴- مردها بیشتر عقل گرا و از قوه ادراکی بالاتری برخوردارند و زن ها احساسی و از احساسات شفاف تر و حساس تری برخوردارند و به همین لحاظ زودتر تحت تاثیر احساسات قرار می گیرند ، زودتر عصبانی می شوند ، زودتر فریاد می زنند ، زودتر قهر می کنند ، زودتر می خندند و …
۵- مردها حافظه ریاضی و استدلال قوی تری دارند و زن ها از حافظه شفاهی قوی تر برخوردارند و از نظر کلامی و فصاحت و بلاغت و داستان نویسی و شعر و ادبیات می توانند از مردان قوی تر ظاهر شوند .
۶- زن ها در برخورد با استرس و فشارهای عصبی سعی می کنند صحبت کنند تا آرام بگیرند و به همین خاطر مردها از غرولند کردن مکرر زن ها می نالند ولی مردها در برخورد با استرس در فکر فرو می روند و به همین خاطر زن ها از بی توجهی و کمتر گوش کردن مردها می نالند .
۷- از نظر فکر ابتدایی : زن ها از مردان قوی ترند . دختر بچه ها زودتر به حرف می آیند .
۸- هوش مکانیکی پسران از دختران بیشتر است .

۹- آقایان به روان خود تسلط بیشتری دارند و به همین خاطر توان سازگاری و تسلط و انطباق با مسائل را بیشتر دارند .
۱۰- خانم ها از وضعیت ظاهری و روانی خود از مردها آگاه ترند و اهمیت بیشتری به زیبایی و سلامت خود می دهند .
۱۱- از نظر روابط اجتماعی زن ها موفق ترند و زودتر می توانند ارتباط برقرار کنند و بیشتر اهل معاشرتند ، مخصوصا زنان خانه دار
۱۲- زنان بیشتر مطالب را در قالب سوال مطرح می کنند تا نشان دهند نسبت به مسائل بی تفاوت نیستند و مردان این مسئله را به عنوان کنجکاوی بیجای زنان تلقی می کنند .
۱۳- زنان از خود گذشتگی بیشتر از مردها در امور زندگی دارند و به حفظ کانون خانواده علاقه بیشتری نشان می دهند . بگونه ای که در هنگام خطر معمولا زن ها بیشتر آماده فداکاری هستند . مانند زلزله ، که در هنگام زلزله مردها اول خود فرار می کنند و سپس فکر دیگران هستند ولی زن ها غالبا اول به فکر بچه ها هستند و سپس خودشان فرار می کنند .
۱۴- مردها جنب و جوش بیشتری دارند و زن ها آرام ترند .
۱۵- مردها در کارهای سخت مانند مکانیکی ، معدن ، وزنه برداری و … موفق ترند و زن ها در کارهای ظریف مانند صنایع دستی ، ماشین نویسی و منشی گری موفق ترند .
۱۶- در مسائل اجتماعی زنان بشتر تساوی طلب هستند و همدردی و همدلی بیشتری دارند و به همین لحاظ در صورت تمکن حاضر به کمک بیشتری به افراد محروم جامعه می باشند ولی مردها برتری طلب و مبارزه جو و تهاجمی هستند .
۱۷- زن ها بیشتر به گذشته توجه دارند و گوشه چشمی به آینده می اندازند ولی مردها برعکس .

۱۸- زنان کمتر حاضر به ریسک در مسائل مخصوصا اقتصادی هستند و مردها برعکس .
۱۹- زنان شنونده خوبی هستند و مردها شنونده خوبی نیستند .
۲۰- زن بیشتر با زبان و گویش ، می خواهد با همسرش ارتباط برقرار می کند و مرد با بدنش .
۲۱- زن به دلیل ارتباط بیشتر دو نیمکره مغز با یکدیگر توانایی بیشتری در انجام کارهای متفاوت در یک زمان را دارد برخلاف مردان ، مثلا زن ها می توانند در یک زمان هم صحبت کنند و هم توجه به غذا داشته باشند و هم با دستهایشان بافتنی کنند ولی مردها در یک زمان فقط یک کار می توانند انجام دهند .
۲۲- زنان بدلیل اینکه اندیشه استقرائی دارند ( یعنی از جزء به کل می روند ) دیرتر تصمیم می گیرند و تردید بیشتری دارند و مردها بدلیل اینکه با شیوه قیاسی ( از کل به جزء ) استدلال می کنند زودتر تصمیم می گیرند و بر تصمیم خود استوارند .
۲۳- زنان بیشتر از راه گوش تحت تأثیر قرار می گیرند و عاشق می شوند ( ارتباط کلامی ) گفتن مرد به زن که دوستت دارم ، تو بهترین زن دنیا هستی ، تمام دل زن را تسخیر می کند و مردها بیشتر از راه چشم تحت تأثیر قرار می گیرند و عاشق می شوند ( ارتباط دیداری ) آرایش کردن و نشان دادن زیبایی ها موجب دلربایی بیشتر مرد می شود .
۲۴- زنان بیشتر به زندگی عشق می ورزند و اهمیت می دهند . مردان بیشتر به کارشان عشق می ورزند و اهمیت می دهند .
۲۵- میل جنسی در زنان کمتر از مردان است ( زن قلب مرد را می خواهد و مرد بدن زن را )

۲۶- زنان در جوانی مهربان و در پیری بدلیل مسائل یائسگی و … تندخو و خشن می شوند برخلاف مردها که در جوانی بدلیل احساس رقابت تندخو و بهانه گیر و در پیری مهربان می شوند .
۲۷- زنان میل به محبوبیت و توجه بیشتر و دلربایی دارند و مردان میل به عزت و سربلندی و تمجید دارند و به همین دلیل است که اگر عزت مردی شکست شود یا زنی احساس کند محبوبیت ندارد اشکالات عدیده ای پدید خواهد آمد .
۲۸- زنان میل به حامی داشتن دارند ( تکیه کردن ) و مردان میل به حکومت و اقتدار .
۲۹- زنان سعی دارند فرزندانشان همواره راضی و راحت باشند . مردها فرزندانشان را برای استقلال و مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند .
۳۰- زنان همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارند و مهر و محبت به آنان مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست ولی مردان فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل ، اجتماعی و حرفه موفق تر باشند بیشتر دوست دارند .
۳۱- در چهره زنان هنگام گفت و گو حالت های ترس ، خشم و تعجب ، آرامش ، اضطراب و لذت به خوبی قابل رؤیت است ولی در چهره مردان کمتر در این حالت ها قابل مشاهده است .
۳۲- احساس موفقیت در زنان زمانی حاصل می شود که مورد تأیید و تصدیق قرار گیرند و در مردها زمانی که به هدف هایشان برسند .
۳۳- بدون درخواست کمک اگر به خانمی پیشنهاد کمک شود و آن را علامت مهر و محبت دانسته و در اغلب موارد پذیرای آن میشود اما مردان پیشنهاد کمک را به منزله تأکید بر عدم توانایی بر انجام کار لحاظ کرده و آن را نوعی توهین به خود تلقی می کنند و خشمگین می شوند .

از نظر ارزشی از دیدگاه اسلام هیچگونه فرقی بین زن و مرد نیست :
بلکه آنچه موجب ارزش و برتری در انسان است :
۱- علم ( هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون )
۲- تقوی ( إن اکرمکم عندالله اتقیکم )
۳- جهاد و مبارزه ( فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً )
۴- سبقت گرفتن در خوبی ها ( السابقون السابقون اولئک المقربون )
و در قرآن مجید ملاک اصل ایمان و ارزش را عمل و رفتار فرد تعیین می کند نه جنسیت او ( من عمل صالحاً من ذکراً و أنثی فَهُوَ مؤمن ) و در سوره احزاب آیه ۳۵ آنجا که شروط رستگاری و خوشبختی را تبیین می نماید زن و مرد را به طور یکسان در کنار یکدیگر ذکر می کند (إن المسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات والقانتین والقانتات والصادقین والصادقات والصابرین والصابرات والخاشعین والخاشعات والمتصدقین والمتصدقات والصائمین والصائمات والحافظین فروجهم والحافظات والذاکرین الله کثیرا والذاکرات أعد الله لهم مغفره وأجرا عظیما ( : به یقین ، مردان مسلمان و زنــان مسلمان ، مردان با ایمان و زنان با ایمان ، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا ، مردان راستگو و زنان راستگو ، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا ، مردان با خشوع و زنان با خشوع ، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده ، مردان روزه دار و زنان روزه دار ، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می کنند ، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است .

                                                                                    اصل مثبت اندیشی یا تفکر مثبت
همه می دانیم که نقش تفکر در زندگی ما بسیار تعیین کننده است . این تفکر ماست که ما راهدایت می کند و خوب و بد را برای ما تفکیک می کند .
حضرت محمد (ص) می فرمایند : ( هیچ عبادتی چون اندیشیدن نیست )
فکر کار کردن تمامی کنش ها و واکنش های ماست ما همیشه اول فکر می کنیم بعد کاری را انجام می دهیم . حتی زمانی که می گوییم بدون فکر عمل کرده ایم . بعد رفتار نموده ایم ، در اصل با تعمق و به حد کافی تفکر و تعقل نکرده ایم .
بزرگی می گوید ( این افکار آدمی است که زندگی اش را می سازد ) پس آنچه در ذهن ماست زندگی ها را می سازد . پس برای خوب زیستن به قدرت و معجزه فکر باید توجه کنیم . ما برای استفاده از موهبت های بی شمار خداوند باید هر روزه از فکر خود بهره بجوئیم . ما با سرمایه تفکر است که می توانیم یک گام به جلو برداریم . اگر تفکر نکنیم با مرده هیچ تفاوتی نداریم . برخی در ۳۰ سالگی چشم از جهان فرو می بندند ولی در ۷۰ سالگی بدرود حیات می گویند . یعنی ۴۰ سال را یک گونه زندگی کرده اند بدون تفکر و تغییر .
حضرت علی (ع) : می فرمایند : ( هر کسی که دو روزش مساوی باشد ضرر کرده است )
برخی که متأسفانه یک روز را ۳۶۵ روز تکرار می کنند !
پس حالا که متوجه شدیم تفکر چه نقش مهمی در زندگی ما دارد به ضرورت تفکر مثبت نیز پی می بریم .
وین دایر می گوید : ( ما پیوسته به چیزی تبدیل می شویم که به آن می اندیشیم )

پس چه بهتر به مثبت ها بیندیشیم تا مثبت تر شویم . اگر نیمه پر لیوان را ببینیم پر بودن و وجود داشتن را احساس می کنیم .
نیمه پر لیوان به ما داشته ها ، موهبت ها و نعمات ما را نشان می دهد . آنچه که داریم و در اختیار ماست ولی به علت عادت آن را کم یا نادیده می گیریم .
باخ می گوید ( هر آنچه در زندگی مهم بشمارید به صورت مغناطیس روانه زندگی خود می کنید )
هر چند که دیدن نیمه خالی لیوان نیز ضروری است . زیرا تا نیمه خالی دیده نشود نمی توان آن را جبران نمود یا موقعیت را به صورت واقعی در نظر گرفت یا از خطرات احتمالی جلوگیری کرد . دیدن نیمه پر یا نیمه لیوان خالی باید تواماً باشد . شخص واقع بین واقعیت ها را می بیند نه به صورت خوش بینی خیالی و نه به صورت بدبینی دیدن واقعیت پذیرش ما را بیشتر می کند . برای هر تغییری تا پذیرش نباشد ، تغییر انجام نمی پذیرد . پزشکان معتقدند که هر فکر ما دست کم سبب ارتعاش یک یا چند رشته عصبی در مغز می شود که اگر این ارتعاش مثبت باشد مثبت اندیش رخ می دهد .جراحان معتقدند که افکارمثبت سیستم ایمنی مصونیت بدن را افزایش می دهد که در بهبودهای پس از جراحی بسیار حائز اهمیت است . تفکر مثبت قدرت خود شفاهی دهی بدن را افزایش می دهد .
بازرگانان معتقدند که کارگران مثبت اندیش افکار خلاق بیشتری دارند و بیش از کارگران کسل و افسرده انرژی و کارایی دارند . معلمان قبول دارند که تاکید بر روی جنبه های مثبت و تقویت آنها بیشتر و بهتر در یادگیری شاگردان مؤثر هستند . یعنی تشویق به جای تنبیه
مربی های ورزش معتقدند که مثبت اندیشی در یک ورزشکار باعث می شود که او سریع تر بدود و بیشتر موفق شود . بلندتر بپرد و دقیق تر نشانه رود .
پس می توان نتیجه گرفت که :
اندیشه مثبت = کلید موفقیت
مثبت اندیشی امری ارثی نیست و ۱۰۰ درصد اکتسابی است .
عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز در پرورش مثبت اندیشی دخیل اند .
والدین یا جانبین آنها یعنی کسانی که به عنوان الگو کودکان قرار می گیرند ( والدین ، اقوام ، مربی ، معلم و …) رویدادها ، حوادث ، آموزش و پرورش ، اطرافیان و کسانی که فرد با آنها در مراودات اجتماعی قرار می گیرد همه در القا مثبت اندیشی و منفی بینی ما موثر هستند .
چگونه مثبت اندیش باشیم ؟
افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می توانند سازنده یا ویرانگر باشند ، بنابراین باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیت ها و کامیابی های بزرگی دست یابیم .
۱- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب ، توانا و با ارزش بدانیم .
۲- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه های تقویت آنها را بیاموزیم و تجربه کنیم .
۳- لیستی از افکار منفی خود را در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر فکر منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی مقابله کنیم .

۴- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت استفاده کنیم ، مثلا در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه ( خسته نباشید ) که دارای بار منفی و القای حس خستگی است بگوییم ( خدا قوت ) ، ( شاد باشید ) و یا ( پر انرژی باشید )
۵- افکار خود را متوجه خوبی ها و جنبه های مثبت زندگی کنیم تا به مرور مثبت نگر شویم .
۶- با خوش بینی سعی کنیم دستوراتی را به ذهن خود بدهیم که اندیشه های جدید مثبت شکل گیرند .
۷- هر روز صبح که از خواب برمی خیزیم با نگاه کردن به یک منظره تابلوی نقاشی زیبا و یا اسماء ا… روز خود را با نشاط و خوش بینی آغاز کنیم .
۸- از افراد منفی نگر یا موقعیت هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و منفی می شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم .
۹- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی های خود نگاه کنیم و هرگز نتیجه بدی را پیش بینی نکنیم ، زیرا مشکلات فقط به اندازه ای مهم هستند که ما آنها را مهم می پنداریم .
۱۰- به لحاظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود فکر کرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم .
۱۱- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیت دنبال کنیم .
۱۲- به ندای منفی درونی خود و تلقین های مخرب و نگران کننده ی دیگران بی توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم .
۱۳- به قدرت بی کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم که من لیاقت بهترین ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهیم رسید .

۱۴- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن ، به فکر تأیید یا تکذیب دیگران نباشیم .
۱۵- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم .
۱۶- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه بخش استفاده کنیم ( فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است )
۱۷- از چشم و هم چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را انتخاب کنیم .
۱۸- هرگز شعار خواستن ، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که در سایه سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می رسیم .
۱۹- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به خوبی استفاده کنیم زیرا هرگز تکرار نخواهد شد .
۲۰- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که می توانیم آنها را از بین ببریم .
۲۱- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف ندانیم ، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و احساس عجز و ناتوانی می شود خودداری کنیم .
۲۲- خود را از قید و بندهای آزار دهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم تا فکر و خیال آسوده ای داشته باشیم
۲۳- از انزوا و گوشه گیری که باعث ایجاد افکار منفی می شود دوری کرده و اوقات خود را در جمع خانواده ، فامیل و دوستان سپری کنیم .
۲۴- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است ، وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم .

۲۵- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان بیاید ، تا خسته نشده ایم به رختخواب نرویم .
۲۶- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت ، ناتوان و درمانده احساس نکنیم .
۲۷- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد به نفس کلید خلق تفکر مثبت است .
۲۸- خندیدن را فراموش نکنیم . خندیدن باعث می شود تا افکار ناراحت کننده و منفی جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهند . اجرای راه کارهای تقویت مثبت هیچ هزینه ای ندارند و به سن و سال افراد مربوط نمی شوند . فقط باید این شعار را فراموش نکنیم : ( اگر افکارمان را کنترل کنیم ، زندگی مان متحول می شود )
بنابراین اجرای راه کارها را از همین حالا شروع کنیم و آن را به فردا موکول نکنیم زیرا ممکن است فردا هرگز نیاد .
نتایج و ثمرات حسن ظن و مثبت اندیشی :
نیک گمانی ، افزون بر این که یکی از عوامل زمینه ساز ارتباط سالم با افراد جامعه است ، به نوبه خود دارای ثمرات و ره آوردهایی است که در پی می آید :
۱- حسن نیت ، جان عمل است ، از این روی ، درستی و سلامتی عمل در گرو پاکی و خلوص آن است و اگر نیت ، ناخالص باشد عمل نیز به همان اندازه عیبناک و آفت زده خواهد شد ، به همین دلیل خلوص و پاکی نیت ، پالایش و پاکی عمل را در پی خواهد داشت . حسن نیت با چنین نتایجی نیکو ، یکی از ره آوردهای حسن ظن است ، چنان که امام علی (ع) می فرماید :
هر کس گمانش نیکو باشد ، نیتش نیکوست .

۲- آسان گیری : امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند :
هر کس نیک پندار باشد ، آسان می گیرد .
۳- رهایی از گناه : رهایی از گناه ساز و کارهایی دارد که هر یک به اندازه ای معین انسان را از گناه می رهاند ، حسن ظن یکی از این راه کارهاست :
پندار نیک انسان را از گرفتاری گناه می رهاند .
۴- خو گرفتن به دیگران ( جامعه گرایی ) : از آنجا که بدگمانی به دوری از دیگران ، به ویژه مظنونان می انجامد ، نقطه مقابل آن ، که حسن ظن است ، ایجاد ارتباط دیگران را در پی دارد . چنان که در برخی از روایات آمده است :
هر کس پندار نیک را ( در ذهن و عمل ) به کار نگیرد از هر کسی هراسناک می شود .
مفهوم مخالف این حدیث آن است که هر کس دارای حسن ظن باشد با دیگران ، جز در مواردی استثنائی ، انس می گیرد .
۵- سلامتی دین : یکی از عوامل سلامتی دین ، گمان نیکوست ، چنان که امام علی (ع) می فرماید :
پندار نیک … سلامتی دین است .
مقصود آن حضرت این است که حسن ظن ، سلامتی دین را در پی دارد . این نگرش به دو شیوه تبیین می شود : نخست آن که بدگمانی به مردم از نگاه شرع نکوهیده است . پس برای دین ، زیان آور است . دوم کسی که به دیگران بدگمان است درباره مظنونانش ، بدی کردن را روا می داند که این کار برای دین او زیان آور است ولی اگر بدگمان نباشد ، کمال دین او را به دنبال می آورد .

۶- آرامش دل : امیرالمؤمنین علی (ع) ، گمان نیک را باعث آسایش و آرامش دل می داند : نیک پنداری ، مایه آسایش و آرامش دل است .
۷- گره گشایی : یکی از ره آوردهای حسن ظن برای همه گروه های اجتماعی ، گره گشایی از زندگی آنان است . امام علی (ع) به مالک اشتر می فرماید :
و بدان که … رفتار تو چنان باید ، که نیک گمانی به مردم برایت فراهم آید ، زیرا نیک گمانی ، رنجی دراز را از تو می زداید .
۸- کامروایی : در سخنی از امام علی (ع) چنین آمده است :
چه بسیارند مؤمنانی که شکیبایی و نیک گمانی ، آنان را به پیروزی رسانده است .
بر پایه این سخن ، دو راه برای کامیابی هست : شکیبایی و نیک گمانی ، که البته مراد ، نیک گمانی بجاست نه بی جا .
۹- کاهش اندوه : گرچه اندوه ها : گرچه اندوه ها ، دل گرفتگی ها ، ناکامیها ، شکستها و مانند آن از ویژگی های زندگی دنیایی انسانهاست ، راه هایی نیز برای پیشگیری و کاهش آنها نیز هست که یکی از آنها حسن ظن و نیک گمانی است ، چنا که در سخن امام علی (ع) این گونه بیان شده است :
پندار نیک ، اندوه را می کاهد .
۱۰- جلب محبت : حضرت علی (ع) فرمودند :
هر کس به مردم نیک گمان باشد ، محبت و مهر آنان را به دست خواهد آورد .
۱۱- بهشت : آخرین ره آورد و دتاورد گمان و پندار نیک ، بسیار فرخنده است و آن دستیابی و بهره مندی از بهشت جاودان الهی است که برای انسانهای خداجو که دارای پندار نیک اند ، فراهم آمده است ، بهشتی که آرزوی هر انسانی است .

امیرالمؤمنین (ع) در این زمینه فرمودند :
هر کس گمانش نیکو باشد بر بهشت ، دست می یابد .
                                                                                                          اصل توکل و رضایتمندی
هستی بخش و هستی برای موجودات قوانین و تقدیراتی دارد که گاهی این تقدیرات موافق با خواسته ها و تمایلات موجودات و منجمله انسان نیست آنچه مهم است اینکه انسان وظیفه خود را در هستی و در مقابل سایر موجودات بداند و به وظیفه خود عمل نماید و به نتیجه ای که از آن حاصل می شود راضی باشد و بداند که همه چیز موجود در هستی صد در صد در اختیار انسان نیست . مثلا همین سخن گفتن که می پنداریم در اختیار ماست چه بسا که بسیاری از عوامل و لوازمی که لازم است سخن گفتن تحقق پیدا کند کاملا در اختیار ما نیست چون سخن گفتن مستلزم داشتن زبان ، حلق ، شش ، حنجره ، تارهای صوتی ، هوا و … است که این ها هیچ کدام بطور مطلق در اختیار ما نیست و اگر عارضه یا اختلالی در آنها پدید آید انسان قادر به سخن گفتن به نحو مطلوب نخواهد بود . پس باید دانست و باور کرد که اراده من به تنهایی نمی تواند همه امور هستی را تحت کنترل و سیطره خود داشته باشد بلکه اراده و تدبیری والاتر هم وجود دارد که در نظام عالم مؤثر است و براساس حکمت ها و سنتهایی عمل می کند که منجمله از آن سنت ها و حکمت سنت امتحان و سنت تدریج است . و اگر انسان بداند در مسیر زندگی و انجام وظیفه اگر سعی کند وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد و نتیجه را به هستی و هستی آفرین واگذار نماید ( توکل ) و از این نوع رفتار و کردار خود خشنود باشد حتما نتیجه مطلوب هم حاصل خواهد شد و زندگی پرنشاط تر و شاداب تری را تجربه خواهد نمود .
نتیجه و کارکردهای توکل :
۱- عزت و محبوبیت نزد خالق ( انّ ا.. یحبّ المتوکلین )
۲- آرامش و اطمینان قلبی و افزایش رضایتمندی از زندگی
۳- عزت اجتماعی و احساس بی نیازی از دیگران
۴- پایداری و استقامت در اعمال و رفتار
۵- تقویت روحیه و موفقیت در اعمال
۶- توسعه رزق و روزی معنوی و مادی
۷- آسان شدن مشکلات و تغییر نوع نگاه به سختی ها
اصل قدردانی و سپاسگذاری (شکر)
تشکر و قدردانی و سپاسگذاری از نعمت گستر و نیکوکار آن قدر با فضیلت و محبوب است که به عنوان نام و صفاتی برای پروردگار آمده است . ( شاکر ) ، ( شکور ) و خداوند صریحاً در قرآن وعده پاداش به شاکران داده است ( سیجزی ا… الشاکرین ) و در روایتی از امام سجاد داریم که می فرمایند : خداوند در قیامت به بعضی از بندگانش می فرماید آیا از فلان کس که به تو خدمت کرد سپاسگزاری کردی فرد می گوید پروردگارا من شکر تو را بجای آوردم . خداوند می فرماید چون شکر او را بجای نیاوردی شکر من را هم بجای نیاورده ای پس حضرت فرمودند : (اَشْکَرُکُمْ اللهِ اَشْکَرُکُمْ النّاسِ)
قرآن مجید در بیش از هفتاد آیه شکرگزاری و قدردانی را عناوین مختلف مورد تاکید قرار داده است .
در مسئله تشکر و قدردانی شناخت و علم نسبت به خدمت و لطفی در حق فرد انجام شده و همچنین احساس و عاطفه ای که این لطف را باعث شده و در نهایت رفتار و عملی که باید در برابر این لطف اعمال شود بسیار مهم است .
علم و شناخت به موقعیت خود و موقعیت لطف کننده و نیازی که از این راه برآورده می شود و نیز ارزش و اعتبار نعمت و لطف موجب می شود تا حالات خاصی در انسان پدید آید که از آن به احساس سپاسگزاری یاد می شود و هرچه این شناخت و معرفت و این احساس قوی تر و خالص تر باشد قدردانی و سپاسگزاری به نحو بهتر و مطلوبتری اعمال خواهد شد و شخص خود را به حکم عقل و سیره عقلائی و گرایش باطنی موظف می بیند تا سپاسگزار نعمت و نعمت دهنده باشد .
شکر نعمت تعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
اقسام شکر و سپاسگزاری :
۱- شکر با قلب : که همان تصور نعمت و لطف و رضایت و خشنودی نسبت به آن است
۲- شکر زبانی : کمترین حالت سپاسگزاری قدردانی با زبان است که نشانگر توجه فرد به لطف و نعمت است و بیانگر شخصیت فرد است .
۳- شکر عملی : عبارت است از استفاده صحیح و برخورد درست و منطقی با لطف و نعمتی که به فرد عنایت شده است که در مقابل آن کفران نعمت آمده است به معنی برخورد نادرست با لطف و نعمت یا نعمت دهنده است به این معنی که با لطفی که در حق او انجام شده است و نعمتی که در اختیار او قرار گرفته به نحو احسن برخورد نماید .
فواید شکر و قدردانی
۱- افزون شدن و تداوم لطف و نعمت (لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ ) اگر شکر کنید نعمتهای شما زیاد خواهد شد
۲- سعادت و رستگاری و رضایت خاطر در زندگی
۳- تقویت روحیه امید و سرزندگی در زندگی
۴- سلامت جسم و روح
۵- تقویت حس مثبت اندیشی
                                                                                                       اصل رابطه معنوی و دعا
نیاز به دین و ارتباط معنوی برای تأمین بهداشت و سلامت جسمی و روانی یک نیاز جهان شمول است که تمامی اندیشمندان و وروانشناسان غربی و اسلامی بر آن تأکید نموده اند و در سرلوحه توصیه ها و فرامین تمامی پیامبران و ادیان الهی است . ارتباط معنوی با هستی بخش به انسان آرامش و به زنــــدگی معنی می بخشد و راه های تحمل مشکلات را به وی می آموزد و بسیاری از اختلالات عاطفی و افسردگی ها بوسیله ارتباطهای معنوی درمان می شود و در یک تعریف کوتاه می توان گفت ( دعا پل ارتباطی عالم ماده است با عالم ملکوت ) .
آثار روان شناختی دعا و ارتباط معنوی
۱- رهایی از تنهایی و بیگانگی ( خروج از انزوای درونی و همنوائی و هماهنگی با مجموعه هستی )

۲- روشن دلی ( از طریق ارتباط معنوی و دعا ، انسان با منشأ و نور هستی و حقیقت وجود اتصال بیشتری پیدا می کند و به بصیرت و روشن دلی بیشتری نائل می شود . ( الله نورالسماوات والارض )
۳- کاهش ناراحتی ها ( انسان با نیایش و ارتباط معنوی با خالق به نیروی فوق العاده برای عبور از سختی ها و مقاومت در برابر مشکلات نائل می شود .
۴- امید و نشاط
۵- پرورش تمرکز ذهن ( نیایش و پرستش اگر با شرائط باطنی و ظاهری درست انجام شود باعث ایجاد تمرکز ذهنی و نورانیت درونی می شود .
۶- برخورداری از لذات معنوی ( انسان دو نوع لذت دارد یکی لذت هایی که به یکی از حواس انسان تعلق دارد و در اثر ارتباط میان یک عضو با جهان خارج حاصل می شود مانند لذتی که از دیدن یک منظره ی زیبا حاصل می شود و نوع دیگر لذت هایی که با عمق روح و جان آدمی مربوط می شود مانند لذت خدمت به مردم و … که لذت دعا و ارتباط معنوی از این نوع لذت هاست و قابل قیاس با لذت های مادی نیست .
۷- برطرف کننده تکبر
۸- بازیابی خود و شناخت نقاط قوت و ضعف روحی و روانی خود
۹- خروج از غفلت
شرائط دعا و ارتباط معنوی
شرط اول اینکه : فرد احساس نیاز و خواسته داشته باشد
تا نگرید به طفلک حلوا فروش دیگ رحمت کی بر او آید بجوش
شرط دوم اینکه از کسی بخواهد که اولا توانائی و قدرت اعطاء به او را داشته باشد (یا أیها الناس أنتم الفقراء إلى الله والله هو الغنی الحمید ) و ثانیا حاصل این رابطه سود و منفعت ارتباط گیرنده باشد ( الله الصمد )
گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریایش ننشیند گرد
شرط سوم : چه بخواهد
بطور کلی مردم در خواسته ها به دو گروه تقسیم می شوند برخی آخربین و بعضی آخوربین یا به عبارتی مردم برخی تمامی نگاهشان امور مادی و زودگذر است و فقط امروز و لذتهای زودگذر امروز را می بینند و جهان بینی آنها تا نــوک بینی آنهاست و گـــروهی دیگر بــا ژرف اندیشی و واقعیت بینی هم به امروز شــاد و پرنشاط می اندیشند و هم به فردائی سربلند و رستگار . چنانچه در قرآن مجید می فرماید : (فَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَّقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَهِ مِنْ خَلاقٍ وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَآ آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَّفِی الآخِرَهِ حَسَنَهً وَّقِنَا عَذَابَ النَّارِ  ) بقره ۲۰۱-۲۰۰ ( مردم گروهی از خدا فقط دنیا را می خواهند و برای آنها بهره ای از آخرت نخواهد بود و گروهی دیگر می گویند پروردگارا به ما در دنیا زیبائی ها و در آخرت زیبائی ها را عطا کن و ما را از عذاب آتش نگه دار )
شرط سوم : چگونه بخواهد
در اینکه انسان خواسته ها و دعاهایش را چگونه مطرح کند تا به اجابت نزدیکتر باشد و بتواند از آثار و برکات این ارتباط معنوی به طور کامل استفاده نماید شرائط و لوازم متعددی را باید رعایت کند که از آن جمله این که اولاً باید بداند همراه دعــا و اعلام خواسته باید عمل و تلاش در جهت بــرآورده نمودن این خــواسته ها را هم
داشته باشد و یا بـه عبارتی دعا وقتی مورد اجـابت واقع می شود که همـراه بـا عمـل باشد . چنانچه در حدیثی که از معصومین داریم (الداعی بلا عمل کالرامی بلا وتر) دعا کننده ای که عمل نداشته باشد مانند تیراندازی است که کمان نداشته باشد .و در آیات شریفه قرآن هم بر عمل ۱- صالح تأکید فراوان شده است تا آنجا که می فرماید ( هر کس از مرد و زن که می خواهــد به زندگی زیبــا و فــرح بخش دست یــابد باید عمل صالح انجام دهد (مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً )
۳- باید حالت انقطاع داشته باشد فرقی نمی کند انقطاع اختیاری یا انقطاع اضطراری یا به عبارتی باید بداند تنها کسی که می تواند بدون هیچگونه توقــع و سوء استفاده نیــازهای انسان را برآورده نموده و به او آرامش و اطمینان بدهد فقط خداوند است ( ایاک نستعین )
۴- اینکه با توسل به صالحان و شایستگان و کسانیکه در مسائل معنوی و ارتباط الهی پیشقدم و موفق بوده اند می توان بسیاری از خواسته ها و نیازها را تأمین و از بسیاری از خسران ها و زیان ها رهایی یافت . چون این الگوها و اسوه ها می توانند با ایجاد امید و نشاط و راهنمائی مسیر زندگی را برای فرد روشن و پرتگاه های مسیر را معین نمایند چنانچه در قرآن مجید می فرماید (  وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ ) ، (وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا  ) اعراف ۱۸۰-۱۷۹
( به تحقیق که بسیاری از جن و انس در دوزخ قرار خواهند گرفت و آنها کسانی هستند که دل دارند ولی تفقه ندارند ، چشم دارند ولی بصیرت ندارند ، گوش دارند
ولی نمی شنوند . آنها مانند چهارپایانند . بلکه گمراه ترند و آنها غافلانند . برای خداوند اسماء زیبایی وجود دارد خداوند را به آن اسماء بخوانید )
و یا به عبارتی هرگاه تمامی دریچه های ورودی وجود شما که عبارتند از چشم و گوش و شخصیت آسیب دید و بسته شد و ارزش وجودی شما به پایین ترین مرحله سقوط کرد و لایق سوختن و منهدم شدن شدید امید خود را از دست ندهید و اسماء الهی که یکی از مصادیق آن ائمه اطهار و نیک سیرتان عالم وجود هستند متوسل شدید تا با عنایت آنها و تمسک به رفتار آنها از دوزخ نگرانی و خسران رهائی پیدا کنید .
۵- خواسته های شما باید همراه با صبر و پایداری باشد یعنی اگر خواسته ای دارید باید بدانید زمانی به نتیجه می رسید و یا به عبارتی دعای شما مورد اجابت قرار می گیرد که بر خواسته خود پایدار باشید .
(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ ) فصلت ۳۰
( بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پایداری ورزیدند، فرشتگان فرود می‏آیند که مترسید و غمگین مباشید، شما را به بهشتی که وعده داده بودند بشارت است.)

                                                                                             اصل بصیرت و نوع نگاه به زندگی
یکی از اساسی ترین اصول زندگی اصل بصیرت و نوع نگاه به زندگی است . بصیرت به تعبیر امیرالمؤمنین یعنی مشاهده درست و دقیق حوادث ، تفکر و تدبیر در آنها و سنجیدن مسائل و حوادث و عواقب هر عمل . و شخصیت و سرنوشت هر انسان وابسته به نوع نگاه او به جریان زندگی است از هر دریچه ای که به زندگی نگاه کنید زندگی به همان شکل پاسخگوی شما خواهد بود و این موضوع را می توان در قالب یک فرمول ثابت و تجربه شده بیان نمود که عبارت است از نوع نگاه انسان به جریانات زندگی است که تفکر انسان را می سازد و تفکر انسان رفتار ، کردار و گفتار او را شکل می دهد و رفتار ، کردار و گفتار هر کس شخصیت او را می سازد و شخصیت هر انسان سرنوشت او را معین می کند و به عبارتی سرنوشت انسان که دست نوشت خود اوست وابسته به شخصیت فرد و شخصیت فرد از روی اعمال و رفتار و اعمال و رفتار از روی تفکر و تفکر بوسیله نوع نگاه به زندگی شکل می گیرد .
نوع نگاه تفکر اعمال ، کردار و گفتار شخصیت سرنوشت
حال اگر کسی یک نگاه منفی به زندگی و جامعه داشته باشد مسلماً افکار او به سمت نقاط تاریک زندگی و جامعه جلب و جذب خواهد شد و نتیجه فکر منفی رفتار و کردار منفی خواهد بود و برای چنین فردی جامعه شخصیتی قائل نخواهد شد و مسلماً سرنوشت ناگواری را تجربه خواهد نمود و برعکس هرگاه از دریچه مثبت و زیبا به زندگی نگاه کنی و با بصیرت و واقع نگری و بدور از قضاوت ها و پیش داوری های منفی با موضوعات زندگی برخورد نمائید مسلماً شالوده فکری به سمت زیبائی ها و حُسن های زندگی سوق داده و شکل می گیرد و درنتیجه رفتار ، گفتار ، شخصیت و سرنوشت خوبی در انتظار فرد خواهد بود .

برای مثال اگر فردی مشکلات و سختی های مسیر زندگی را به عنوان دیوار ، مانع و بدبختی ببیند مسلماً در برابر این سختی ها که لازمه جاده زندگی است از حرکت می ایستد و سرنوشتی تیره در انتظار او خواهد بود ولی اگر سختی ها را بعنوان پله های ترقی و آزمون الهی و عامل کسب تجربه و تعالی ببیند مسلماً با تمام وجود و با تدبیر و ژرف اندیشی در مقابل سختی ها بهترین عکس العمل لازم را بخرج خواهد داد . چون می داند از دل سختی ها و مشکلات است که آسانی ها و سعادت ها پدید می آید . چنانچه خداوند در قران می فرماید : ( انَّ مَعَ العُسرِ یُسری ) در دل هر سختی آسانی هاست .
و یا در ادبیات فارسی می خوانیم : ( نازپروده تنعم‌نبرد راه ‌به‌ دوست ) و یا ( نابرده رنج گنج میسر نمی شود )
و در داستان ها و افسانه های ملل مختلف شاهد مثال های زیادی برای این مطلب می باشیم که از آن جمله در فرهنگ مردم ژاپن داریم که بازرگانی بسیار متمکن به درد چشم شدیدی دچار شد . بگونه ای که تمامی پزشکان از معالجه او عاجز بودند . فردی به او گفت نزد فلان حکیم برو شاید بتواند دردت را درمان نماید . بازرگان نزد حکیم رفت و شرح ماجرا گفت . حکیم پس از معاینات و چند سؤال به بازرگان گفت تو به برخی از طیف های رنگ و نور حساسیت شدید داری و فقط باید به رنگ آبی نگاه کنی ، بازرگان به منزل رفت و تمامی وسائل زندگی را از قبیل پرده ها ، تزئینات ، فرش ها و … را به رنگ آبی درآورد و بزودی درد چشم او کاملاً بهبود یافت ولی به محض اینکه وارد محیط جامعه می شد طیف های رنگ دیگر دوباره به چشم او برخورد می کرد و درد چشم شدیدی می گرفت .
یک روز بازرگان به منظور قدردانی ، حکیم را به منزل دعوت و جشن مفصلی برپا کرده بود و ضمن پذیرایی و تشکر از حکیم به او گفت نسخه شما بسیار مفید و مؤثر

بود ولی برای من بسیار پر هزینه و گران تمام شد . حکیم پاسخ داد من ارزانترین نسخه را برای شما نوشتم . من نگفتم همه چیز را به رنگ آبی درآوری بلکه گفتم رنگ نگاهت را آبی کنی و تو می توانستی با گذاشتن یک لنز آبی بر نگاه همه چیز را به رنگ آبی ببینی و دیگر نه هزینه ای داشتی و نه مجبور می شدی خود را در منزل زندانی کنی .
نتیجه ای که از این اتفاق می توان گرفت اینکه اگر نوع نگاه و زاویه نگاه انسان تنظیم باشد مسلماً می تواند از منظری زیبا زندگی را ببیند و یا به عبارتی ( زیبائی ها باید در نگاه انسان باشد نه در چیزی که به آن نگاه می کنید )
و این تفکر و نوع نگاه بود که وقتی در کوفه ابن زیاد پس از یادآوری جنایاتی که در کربلا مرتکب شده بودند از حضرت زینب (س) سؤال کرد کربلا را چگونه دیدی ؟ حضرت پاسخ دادند ( ما رأیت الا جمیلاً ) یعنی من در کربلا جز زیبائی ندیدم .
اگر حسین و یارانش شهید شدند همه در راه تعالی بشریت و انجام وظیفه و تعهد الهی شهید شدند و هیچ زیبائی بالاتر از اطاعت پروردگار نیست .
پس می توان با نگاه زیبا به زندگی سختی ها را تحمل کرد و از سختی ها و ناگواری ها پل و پله هائی ساخت برای سعادت و خوشبختی و تا آنجا که در برابر سختی ها سجده شکر بجای آورد چنانچه در فراز آخر زیارت عاشورا پیروان امام حسین (ع) سر به سجده می گذارند و می گویند ( اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم )
                                                                                 اصل مدیریت احساسات ( خشم )
برای هر انسان در طول زندگی روزمره اتفاقاتی رخ می دهد که موجب پدید آمدن احساسات یا هیجانی می شوند که این احساسات در شکل دادن رفتارهای بعدی او مؤثر است و چگونگی رفتار او را مشخص می کنند و به عبارتی احساسات و هیجانات بخشی از وجود ما هستند که بدون آنها شور و نشاطی در زندگی نخواهیم داشت .
عواطف برخلاف رفتار در معرض کنترل سایرین نیستند . نه شما قادر به کنترل عواطف دیگران هستید و نه دیگران می توانند عواطف شما را کنترل کنند و یا به عبارتی احساسات شما فقط متعلق به شماست . البته دیگران می توانند حداکثر کوشش خود را برای تأثیر و تحریک احساسات شما بکار ببرند .
و باید دانست احساسات عبارتند از پیامهایی از درون مغز شما به بخش خودآگاه وجود شما ، که این پیام ها زبان متفاوتی نسبت به افکارتان دارد . زبانی قدرتمند و مؤثر . و می توانند نشانه هایی با ارزش برای یافتن راه حل ها و عبور از میان سخت ترین مشکلاتی که با آنها مواجه می شوید باشند مشروط بر اینکه احساسات خود را خوب بشناسید ، احساسات دیگران را هم بشناسید . پیام هایی که هر احساس با خود دارد را بشناسید ، عوامل تحریک کننده ، تشدید کننده و کنترل کننده احساس را بشناسید و زمان ، موقعیت ، نحوه بروز و ظهور احساس را بخوبی بدانید .
برخی انسان ها از احساسات خود می گریزند و سعی می کنند بسیاری از احساسات خود را نادیده گرفته و سانسور نمایند . در حالی که بدلیل اجتماعی بودن لازم است با افراد مختلف سر و کار داشته باشیم و سر و کله بزنیم که مسلماً در این مسیر با افرادی روبرو خواهیم شد که با نظرات و دیدگاه های ما هماهنگ نباشند و موجب پدید آمدن احساسات منفی در انسان می شود و این احساسات جزء غیر قابل انفکاک

زندگی اجتماعی انسان است و همین تضاد و تزاحم ها موجب رشد و بالندگی زندگی می شوند . و برخی دیگر از مردم بجای گریز از احساسات وارد فاز تحمل و یا بدتر از آن تحمل و حاشا کردن احساس می شوند که این گروه بین خود و احساسشان دیواری قطور می کشند که به زبان می گویند اوضاع چندان بد نیست اما در درونشان آتشی برپاست . هرچقدر گوشمان را به روی پیام احساساتمان محکم تر ببندیم شدت آنها افزون تر خواهد شد و با جمع شدن احساسات سرکوفت شده و اظهار نشده به صورت عقده هایی در درون ، موجب پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری های روحی و روانی و مریضی های جسمی خواهد شد .
سومین شکل برخورد با احساسات مدیریت احساس است و برای رسیدن به این مهارت و قدرت در مرحله اول لازم است :
۱- آن احساس را شناسایی کنیم
۲- ببینید حامل چه پیامی است
۳- چگونه می توانیم از این احساس برای بهبود زندگی استفاده کنیم
۴- شرائط و موقعیت های متفاوت را مدّنظر قرار دهیم و به نسبت هر موقعیت ، شرائط و فرد عکس العمل متناسب را بروز دهیم
۵- آگاهی از تفاوت های موجود میان احساسات و عمل
و یکی از اساسی ترین و مهمترین هیجانات و احساسات انسان ، خشم است که در صورت مدیریت و کاربرد صحیح می تواند راه گشای بسیار خوبی برای زندگی و حلال بسیاری از مشکلات زندگی باشد و چنانچه به خوبی مدیریت نشود می تواند موجب پدید آمدن بسیاری از عقده ها ، ناهنجاری ها در زندگی فردی و اجتماعی شود پس باید سعی کرد بوسیله روش ها و تاکتیک های زیر چرخه خشم را از حرکت انداخت و سوخت های آتش خشم را مهار کرد .

راه های درمان و مدیریت خشم
۱- بدانیم در هنگام خشم فرد مقابل ، متوجه افکار ما نیست بلکه رفتار ما را مشاهده می کند در حالی که ما براساس رفتار خود عکس العمل نشان می دهیم و چه بسا افکار ما اشتباه باشد .
۲- بدانیم تغییر هر کس از درون خودش است و شما نمی توانید به زور کسی را تغییر دهید پس باید دانست با خشم کسی تغییر نمی کند (انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم)
۳- مثبت اندیشی و حمل بر خوبی کردن رفتار دیگران
۴- احترام قائل شدن برای خود و طرف مقابـل
۵- بیشتر از آنکه به رفتار دیگران توجه کنید به رفتار خود توجه کنید ( قوُ انفسکم )
۶- بعد از هر خشم دلیل درونی و بیرونی آن را شناسایی کنید
۷- توقع خود را از افراد پایین آورید تا آستانه تحمل شما بیشتر شود
۸- سعی کنید بر روی رفتار ناخوش آیند و گناه دیگران کمتر تمرکز کنید .
۹- در هنگام هر اتفاق بدانیم ممکن بود بدتر هم پدید آید پس رفتار خود را کنترل کنید
۱۰- هنگام قضاوت در مورد دیگران سعی کنید شرایط و موقعیت آنها را درک کنید
۱۱- متوجه باشید از خشم رها شده و پرخاشگری یا از خشم فرو خورده و سانسور شده هیچ چیزی جز حسرت و پشیمانی و عقده های روانی نصیب شما نخواهد شد پس سعی کنید راه های منطقی برای ابراز خشم پیدا کنید
۱۲- در همه صحنه های زندگی خدا را در نظر بگیرید و به حقوق دیگران تجاوز نکنید
۱۳- بپذیرید همانگونه که شما احتمال اشتباه دارید و متوقع هستید در هنگام اشتباه ، دیگران عذر شما را بپذیرند دیگران هم احتمال اشتباه دارند پس عذر آنها را بپذیرید و عکس العملی را که دوست دارید به هنگام اشتباه با شما انجام دهند با دیگران انجام دهید.
۱۴- در هنگام خشم تصمیم نگیرید
۱۵- موقعیت و شرایط خود را به هنگام خشم عوض کنید یعنی اگر نشسته اید بلند شوید و راه بروید و …
۱۶- هنگام بروز خشم به دنبال دلیل برای محکوم کردن و مجاب کردن طرف مقابل نباشید چون با خشم نمی شود دلیل منطقی و متقاعد کننده آورد .
۱۷- با توجه به اینکه هر فرد شخصیت و موقعیتی منحصر به فرد دارد پس با هر کس بر مبنای موقعیت و شخصیتش برخورد کنید ( هر پائی کفش خودش را دارد )
۱۸- عذرخواهی و همدردی به هنگام خشم می تواند سبب فروکش نمودن خشم شود
۱۹- به هنگام خشم از صدور حکم های کلی بپرهیزید مثلا نگویید همه راننده ها ، همه زن ها و …
۲۰- رفتار طرف مقابل را حدث نزنید
۲۱- فکر طرف مقابل را حدث نزنید
۲۲- گلایه های زیاد را در یک جلسه مطرح نکنید و از موضوع امروز به مسائل گذشته نقب نزنید
۲۳- از طریق تنفس عمیق و تمرکز ذهنی و شل کردن عضلات ذهن خود را آرام کنید
۲۴- به اهداف بزرگ توجه کنید و محرکهای کوچک شما را از هدف دور نکند
                                                                                       اصل عزت نفس و خود باوری
داشتن عزت نفس یک نیاز اساسی انسان است و تقویت عزت نفس در زندگی سرمایه گذاری بزرگی محسوب می شود و کسی که عزت نفس ندارد سعی می کند خود واقعیتش را با شرمندگی و در پس پرده های دروغ ، نفاق ، غیبت ، گوشه گیری ، خجالت ، افسردگی ، پرخاشگری ، تهمت زدن و … پنهان می کند .
عزت نفس از دو بخش تشکیل می شود : ۱- باور خود توانمندی به معنای داشتن اطمینان به توانایی فکر کردن ، درک کردن ، آموختن ، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن برای خود ۲- احترام به خود یا داشتن حرمت نفس به معنی ارزش قائل شدن برای خود .
فرق عزت نفس با اعتماد به نفس
به طور کلی انسان دارای دو خود است :
۱- خود ساختاری
۲- خود فرآیندی
خود ساختاری در حوزه نیازهای فیزیکی و نیاز به امنیت و یا به عبارتی در حوزه کمیت ها و روزمره گی ها فعالیت دارد و اسیر ساخته های ذهنی است و خواستگاهش یک امر درونی است و هر لحظه در معرض کشیده شدن به سمتی است و خود فرآیندی در حوزه نیازهای معنوی و کیفیت زندگی فعال است و از سطح کمیت به کیفیت تمایل دارد . و وقتی می توان به عزت نفس رسید که پا را از مرحله کمیت به مرحله کیفیت بگذاریم و یا به عبارتی فرد با شناخت جایگاه خود در هستی دیگر نیازمند ساپُرت انرژی از طرف دیگـران نیست . در خود ساختاری که جایگــاه اعتماد به نفس است

بازارها ، شرائط ، زمان ها و … مؤثر است مثلا دکتر متخصصی که در محل کار خود اعتماد به نفس بالایی دارد ممکن است در بازار ماشین یا مسکن دیگر آن اعتماد به نفس را نداشته باشد ولی عزت نفس یک امر کیفی است و بازار و شرائط در آن تأثیر ندارد و یا به عبارتی کسی که برای خود ارزش قائل است دیگر در هیچ کجا دروغ نمی گوید ، حرمت خود را زیر پا نمی گذارد و …
عواملی که در عزت نفس تأثیر دارند
مهمترین عواملی که در عزت نفس مؤثرند عبارتند از :
۱- مبانی اعتقادی و نوع نگاه به زندگی
۲- کیفیت روابط با دیگران مخصوصاً روابط پدر و مادر با فرزندان
۳- نوع عملکرد و ساختار خانواده ها مثلاً فرزندان طلاق و یا خانواده های متلاطم از عزت نفس پایین تری برخوردارند
۴- تنبیه جسمانی یا تهدید شدن به تنبیه جسمانی و به رفتارهای جنسی به شدت عزت نفس را پایین می آورد
۵- ترس از محیط های بسته و ترس های موهوم باعث تضعیف اعتماد به نفس می شود
۶- رویدادهای ناخوشایند در زندگی و تحقیر شدن یا مورد توهین قرار گرفتن می تواند بر نگرش مثبتی که فرد از خود دارد تأثیر منفی گذاشته و موجب کاهش عزت نفس در مرحله پایین قرار گیرد
۷- هر چه میزان رضایتمندی شخص از زندگی بیشتر باشد بر عزت نفس او افزوده می شود (تأثیر متقابل )
۸- هدف و برنامه داشتن در زندگی

۹- پذیرفتن محدودیت ها و توانمندی های خود
۱۰- عشق ورزیدن به دیگران و ابراز محبت به آنان که دوستشان داریم
منافع عزت نفس
۱- پذیرش خود و دیگران
۲- آرامش بیشتر در زندگی
۳- مثبت اندیشی و احساس شادی
۴- اشتیاق به داشتن مسئولیت و احساس کنترل بیشتر بر زندگی و داشتن استقلال فکر و عمل در زندگی
۵- توجه بهتر به دیگران و احساس راحتی در موقعیت های اجتماعی
۶- تعادل در رفتار و کردار
۷- خلاقیت بیشتر و محدود نشدن به عقائد دیگران
۸- بهبود وضع ظاهری و احساس سرزندگی
۹- ابراز احساسات به صورت مدیریت شده و پرهیز از خود سانسوری یا پرخاشگری
۱۰- توانائی درک و تحمل موفقیت های دیگران بدون هیچ گونه حسادت
۱۱- اعتماد و اطمینان به خود در همه فعالیت ها
۱۲- توانائی بیان صادقانه نارسائی ها و ضعف ها و تلاش برای جبران
۱۳- امید ، اشتیاق و علاقه بیشتر برای زندگی و دوری از افسردگی و یأس
۱۴- مبتلا نشدن به گناهانی مانند دروغ ، غیبت و …
عوارض ناشی از عزت نفس پایین
۱- اخلال در سلامت روانی
۲- پذیرش خود و دیگران مشکل می شود
۳- افسردگی و دلمردگی
۴- ترس از هرگونه اقدام یا اظهار نظر
۵- خجالت زدگی
۶- ضعف در تصمیم گیری
۷- روی آوردن به نفاق ، کینه ، انتقام و … و پنهان شدن پشت عناوین دهن پرکن
اسباب ذلت
۱- جهل
۲- عدم مدیریت و کنترل شهوت
۳- کسالت و تنبلی
۴- حبّ نفس و خودخواهی
۵- ترس
اسباب عزت
۱- علم
۲- تقوی
۳- مسئولیت پذیری و تلاش
۴- مدیریت و رهبری
نشانه های انسان عزت مند
۱- در برابر نعمت ها شاکر است
۲- در برابر بلاها صابر است
۳- در هنگام قدرت مهربان است
۴- در هنگام فقر قانع است
۵- در هنگام تصمیم استوار است
۶- در برابر مردم خاضع است
۷- در هنگام کار ، کوشا
۸- در هنگام مسئولیت ، پاسخگو
۹- در هنگام اشتباه ، معترف
۱۰- در هنگام قضاوت ، منصف
                                                                                                 اصل روابط اجتماعی و ازدواج
انسان موجودی اجتماعی است و شخصیت و سرنوشت او در اجتماع شکل می گیرد از این رو ارتباط ، از ضوابط ضروری زندگی او محسوب می شود . ارتباط مانند یک خیابان دو طرفه است و اگر یک طرفه باشد هرگز نتیجه بخش نخواهد بود . به طور کلی افرادی در ارتباط موفق هستند که بدانند چگونه باید با سنین مختلف و شرائط مختلف و جنسیت های متفاوت و سطح آگاهی و دانش های مختلف تعامل برقرار نمایند . و این تعامل و ارتباط یک مهارت اکتسابی است که شامل دو نوع مهارت کلامی و مهارت غیر کلامی می شود .
مهارت کلامی به ما می آموزد چگونه با افراد مختلف ارتباط برقرار نمائیم که رکن اساسی در مهارت کلامی که ۷۵% از یک ارتباط خوب را شامل می شود هنر و مهارت درست گوش دادن است و ۲۵ % باقیمانده را چگونه سخن گفتن ، چه موقع سخن گفتن و … شامل می شود .
مهارت غیر کلامی شامل اشاره ها ، تماس های چشمی ، لحن صدا ، حرکات بدن ، نوع پوشش ، سکوت و … است که این علائم غیر کلامی نه تنها احساسات فرد را به تصویر می کشند بلکه اغلب نشان می دهد او چگونه با احساسات کنار می آید . بخش مهمی از تعامل انسان شامل ارتباط غیر کلامی است ، مثلا حالت های چهره و ژست های افراد می توانند نگرش ها و احساسات آنها را به دیگران انتقال دهند و این حرکات حتی می توانند مؤثرتر از پیامهای کلامی باشند .
در فرایند ارتباط غیر کلامی استفاده ی به جا و بموقع از زبان رفتار بسیار مهم است چون در بسیاری از مواقع پارازیت های درونی مانند باورهای غلط ، احساسات منفی و ترس می توانند مانع عمده ای بر ارتباط مؤثر غیر کلامی و حتی کلامی باشد .

یکی دیگر از عواملی که می تواند در ارتباط بین افراد مؤثر باشد شرائط محیطی و اجتماعی است مانند نوع شغل ، امنیت شغلی ، اجتماعی و سیاسی ، آب و هوا ، نوع غذا ، تعاملات خانوادگی ، وضعیت اقتصادی و …
در ارتباط مؤثر توجه به شخصیت افراد اهمیت بسیاری دارد چرا که معاشرت با افراد روی انسان تأثیر زیادی دارد . زمانی که ما با افراد مثبت یا منفی ارتباط برقرار می کنیم پس از مدتی رفتار آنها به صورت ناخودآگاه بر رفتار ما تأثیرگذار خواهد بود و یکی از مهمترین ارکان ارتباطات اجتماعی که نقش کلیدی و اساسی در زندگی افراد دارد ازدواج و تشکیل خانواده است .
چنانچه خداوند کریم در قرآن می فرمایند (وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ) روم -۲۱
( از نشانه های قدرت پروردگار اینکه از جنس خودتان برای شما همسرانی آفرید تا با آنها به آرامش برسید و میان شما دوستی و رحمت برقرار شود . و در این نعمت برای مردمی که اهل فکر باشند نشانه هایی وجود دارد . )
و پیامبرگرامی اسلام ازدواج را شرط کمال و سعادت انسان معرفی می نماید تا آنجا که کسانی را که به بهانه های فقر و تنگدستی و گریز از مسئولیت و حفظ معنویت و … نسبت به ازدواج رغبتی نشان نمی دهند خارج از سنت و شیوه خود معرفی می نمایند .
(النِّکَاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی ) ازدواج سنت من است و هر کس رغبتی به آن نداشته باشد از من نیست .
و یا در جایی دیگر می فرمایند ( مرد یا زنی که به سن ازدواج رسیده باشند و همسر نداشته باشند مسکین و بیچاره هستند گرچه ثروتمند باشند . ) در فرهنگ دین اسلام هیچ بنائی پایه گذاری نشده است که نزد خداوند محبوبتر از ازدواج باشد .
ازدواج مطمئن ترین پناهگاه اجتماعی برای انسان است و علاقه به خانواده است که می تواند مایه آرامش ، رحمت ، عزت ، استقلال فکری و اقتصادی و … باشد . ازدواج همان اندازه که می تواند نقش کلیدی در سعادت و خوشبختی انسان ایفا نموده و بقول معصومین دین انسان را کامل نماید چنانچه بدون در نظر گرفتن ضوابط و شرائط عقلی و شرعی و فقط از روی عشق و تمایل شهوانی صورت بگیرد می تواند عامل بدبختی و بیچاره گی انسان شود . پس در امر ازدواج باید به این شعار کلیدی توجه داشت ( ازدواج عاقلانه زندگی عاشقانه ) .
و ما در این جزوه به صورت بسیار مختصر و تیتروار چند مبحث مهم در امر ازدواج بیان می نمائیم که برای آشنایی بیشتر باید به کتب تخصصی در این زمینه مراجعه نمایید .
موانع ازدواج
۱- سختگیری های غیر منطقی والدین
۲- اعتقاد به برخی خرافات نظیر برخی استخاره های بی مورد ، ناف بریدن ، بستن بخت ، عقد دختر عمو و پسر عمو
۳- مهریه های سنگین
۴- تشریفات و تجملات زیاد و جهیزیه های سنگین و مجالس پرهزینه
۵- انجام ندادن خدمت سربازی
۶- عدم حمایت خانواده ها

۷- بیکاری و نداشتن شغل
۸- طولانی شدن دوران تحصیل
۹- فقر و تنگدستی
۱۰- از بین رفتن نگاه مقدس به ازدواج و بی رغبتی به تشکیل خانواده
۱۱- افزایش طلاق ها و گسست های خانواده و ایجاد ترس در جوانان
۱۲- امکان ارتباط های نامشروع و …
که این موانع را در سه گروه فردی ، خانوادگی و اجتماعی می توان تقسیم بندی نمود که هر کدام به نوبه خود حائز اهمیت و مهم می باشند و هر مانعی را باید با استفاده از راه کارهای خود حل نمود و نمی شود برای همه یک نسخه واحد پیچید ولی مهمترین عاملی که می تواند بسیاری از این موانع را از مسیر ازدواج برداشته یا عبور از آن را ممکن و آسان نماید ایمان به پروردگار و توجه به مقام و شخصیت انسان و عبرت از زندگی دیگران و توجه به میزان تأثیر ازدواج در کمال و سعادت انسان است .
انگیزه های ازدواج
برای ایجاد خانواده و ساختن زندگی مشترک نیت تنها یک امر ذهنی نیست . بلکه مجموعه ای از طراحی های ذهنی و عملی است که سخت کوشی و تلاش بهینه و کارآمد بخشی از آن به شمار می آید . کسی که نیت و انگیزه شفاف و روشنی برای ازدواج داشته باشد و از معیارهای صحیح و مثبت برخوردار باشد زندگی پرنشاط و خوبی را تجربه خواهد نمود که تعدادی از انگیزه های مثبت در ازدواج عبارتند از :
الف : ایجاد کانون آسایش و آرامش برای مرد و زن
ب : حفظ عفت و پاکدامنی

ج : ایجاد و تقویت دوستی ، محبت و عشق
د : برقراری تعادل و تأمین سلامت جسم و جان و رهائی از تنهایی
ه : کمک به رشد و تکامل یکدیگر
و : تداوم نسل و ارضاء صحیح غرائز جنسی
ز : تربیت فرزندان سالم و شایسته
ح : رسیدن به خودکفائی ، استقلال و مسئولیت پذیری
و انگیزه های منفی در ازدواج عبارتند از :
الف : لجبازی با خود و خانواده و فرار از خانواده
ب : فشارهای خانواده
ج : رو کم کنی و رقابت ناسالم با دیگر همسالان
د : ثروت و مقام همسر
ه : عطش و جذابیت جنسی به جای عشق پاک و گریختن از واقعیات زندگی
ز : احساس گناه به لحاظ داشتن ارتباط قبل از ازدواج
ح : اخذ تابعیت کشور دیگر
مهمترین معیارها و ملاکهای ازدواج
۱- اصالت و شرافت خانوادگی
۲- کفویت و همتایی نسبی در مذهب ، فرهنگ ، سن ، تحصیلات ، اقتصاد ، وضعیت ظاهری

۳- ایمان و اعتقاد
۴- حُسن شهرت
۵- سلامت جسمی و روانی
۶- رضایت ، همراهی و حمایت خانواده ها
۷- اخلاق و رفتار نیکو
چگونگی روابط مرد و زن بعد از ازدواج
بطور کلی روابط مرد و زن به دو صورت منفی و مثبت می تواند بعد از ازدواج شکل بگیرد . روابط منفی مانند رابطه میخ و چکش یا رابطه سوهان و آهن یا رابطه چاقو و گوشت و یا رابطه کشنده و بکسل که در این نوع رابطه بدلیل حاکمیت استبداد ، بی فرهنگی ، باورهای غلط ، ضعفهای جسمی و روانی و … زندگی خانوادگی از استحکام ، عشق و علاقه خوبی برخوردار نخواهد بود و میزان تعامل ، درک متقابل ، خلاقیت ، نشاط و شادابی در این خانواده ها بسیار پایین می باشد .
و در روابط مثبت مانند رابطه لباس و بدن چنانکه قرآن کریم بر این نوع رابطه بین زن وشوهر تأکید دارد آنجا که می فرماید (هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ) یعنی همچنانکه لباس از بدن در برابر سرما و گرما محافظت می کند و عیوب را می پوشاند و موجب زیبائی شخص می شود و برای هر فصل و هر مجلسی لباسی مناسب قرار دارد ، زن و مرد هم باید عیوب یکدیگر را از بین ببرند و بر زیبائی های یکدیگر بیفزایند و از یکدیگر محافظت نمایند و در شرائط مختلف همراه و همدوش یکدیگر باشند .

(نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُم ) بقره ۲۲۳
همانگونه که کشاورز از مزرعه ای که دارد باید مراقبت و نگهداری کند تا محصول خوب و مطمئن برداشت نماید ، زن و مرد هم باید از مزرعه زندگی خود در مقابل انواع آفت ها از قبیل تکبر و غرور ، چشم و هم چشمی ، بی اعتمادی و بی اعتقادی ، دخالت های دیگران و … مراقبت نمایند .
وظائف زن و مرد در برابر یکدیگر
برای رسیدن به یک زندگی آرام بخش و شیرین هر یک از زن و مرد باید علاوه بر وضائف شرعی و قانونی که بعهده دارند وظائف اخلاقی خویش را هم شناخته و رعایت نمایند تا ضمن رسیدن به تفاهم و تعادل بیشتر در زندگی بر میزان نشاط و شادابی و رضایت از زندگی در آنان افزوده شود که به طور خلاصه این وظائف به سه دسته : ۱- وظائف مشترک زن و مرد ۲- وظائفی که برای مرد در اولویت است یا خاص اوست ۳- وظائفی که برای زن در اولویت است یا خاص اوست .
الف – وظائف مشترک زن و مرد :
۱- مهرورزی نسبت به یکدیگر
۲- احترام و تکریم یکدیگر
۳- بردباری و شکیبائی در برابر ناملایمات
۴- احترام به وابستگان یکدیگر
۵- تأمین نیازهای جنسی ، روحی و روانی یکدیگر
۶- اجتناب از سوء ظن های بی مورد
۷- پرهیز از تندخوئی ، بدزبانی ، درشت گفتاری ، ترشرویی
۸- رعایت صداقت ، امانت داری ، حفظ اسرار زندگی ، فداکاری و گذشت

ب – مهمترین وظائف مرد نسبت به زن :
۱- ابراز محبت ابتدایی نسبت به همسر
۲- حفظ حرمت و احترام همسر در خلوت و در مقابل دیگران مخصوصا نزدیکان
۳- ایجاد محیط امن و تأمین آسایش و رفاه خانواده از نظر اقتصادی و تأمین معاش حتی المقدور
۴- غیرت ورزی بجا و به مورد و پرهیز از غیرت ورزی های بی جا و بی مورد
۵- رعایت عدالت و اعتدال در زندگی و پرهیز از افراط و تفریط در کار ، تفریح و …
ج – مهمترین وظائف زن نسبت به مرد :
۱- حفظ عفت و پاکدامنی
۲- تأمین نیازهای جنسی همسر
۳- حفظ حرمت و اقتدار همسر
۴- توجه و رعایت توان مالی و قدرت اقتصادی همسر و پرهیز از خواسته هایی که باعث ایجاد مشکل برای همسر شود
۵- مدیریت و تدبیر امور داخلی منزل
وظیفه زن و مرد ای حکیم دانا چیست ؟ یکیست کشتی و آن دیگری کشتیبان
چو ناخداست خردمند و کشتی اش محکم دگر چه باک ز امواج ورطه و طوفان
به روز حادثه اندریَم حوادث دهر امید و سعی و عملهاست هم از این و از آن

                                                                                     اصل سلامت جسم و تأثیر آن بر سعادت و خوشبختی
سلامتی نعمت بزرگی است که در آموزه های دینی با تعبیرات زیبا و لطیفی همچون ( بالاترین نعمت ها ، گواراترین نصیب ها ، ثروت پنهــان ، حسنه دنیا ، سرمایــه زندگانی و ده ها عبارت ژرف و شگفت انگیز دیگر ) از آن یاد شده است . از ان جمله پیامبر اسلام می فرمایند : (لا خیر فی الحیاه إلا مع الصحه ) بدون برخورداری از سلامت در زندگی خیری نیست .
سلامتی به اعتباری از جنس امنیت است . امنیتی که حیات انسان در سایه آن می تواند استمرار و بالندگی پیدا کند . و در برخی از روایات بدن و اعضاء آن از امانت های الهی معرفی شده اند و خدای متعال رعایت امانت ها را از ویژگی های برجسته مؤمنان و نمازگذاران واقعی یاد کرده است (والذین هم لا ماناتهم و عهدهم راعون ) معارج ۳۲
و امیرالمؤمنین در تفسیر آیه (لَا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا  ) قصص ۷۷
( یعنی بهره ات را از دنیا از دست مده ) می فرمایند سلامتی خود را فراموش نکن و امام صادق (ع) می فرمایند ( سلامتی نعمتی پنهان است . هرگاه باشد فراموش می شود و هرگاه از دست داده شود به یاد می آید . و در فرهنگ و ادبیات فارسی هم بر تأثیر سلامت جسم بر روان تأکید فراوان شده تا آنجا که داریم ( عقل سالم در بدن سالم است ) و اگر انسان بخواهد از زندگی بهره بیشتر و بهتری داشته باشد به شکلی خوب ، زیبا ، بانشاط و شاداب زندگی کند یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده میزان موفقیت و شادابی در زندگی برخورداری از سلامت جسم است .

عوامل تعیین کننده سلامتی :
عوامل مؤثر بر سلامت افراد به دو دسته عوامل ژنتیک و عوامل زیست محیطی تقسیم می شوند که عوامل زیست محیطی به دو گروه درونی و بیرونی طبقه بندی میشوند که این دو عامل اصلی ژنتیک و زیست محیطی تأثیرگذار بر یکدیگر هستند که تعدادی از آن عوامل عبارتند از : ۱-کنترل غذا ، امیرالمؤمنین (ع) به امام حسن (ع) می فرمایند
( می خواهی چهار خصلت به تو بیاموزم تا از دارو و درمان بی نیاز گردی ؟ امام حسن عرض کردند بله . حضرت فرمودند بر سر سفره منشین مگر آنگاه که گرسنه ای و از کنار سفره برنخیز مگر وقتی که هنوز اشتها داری و جویدن غذا را به نیکی انجام ده و پیش از خوابیدن به دستشویی برو هرگاه اینها را رعایت کردی از درمان بی نیاز می شوی
۲- استراحت و خواب : انسان باید در بکارگیری اعضاء بدن اعتدال را رعایت کند امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : با فشار بر قلبت جلو فهمت را مگیر چرا که هر عضوی از بدن نیازمند استراحت است . و حتی امام صادق (ع) می فرمایند : کسی که شبانه روز کار کند و با نخوابیدن به جسمش استراحت ندهد و موجب ضرر به جسم شود کارش حرام است .
امام رضا (ع) می فرمایند : (خواب به موقع و اندازه به تن قدرت و نیرو می بخشد) البته باید دانست استراحت و خواب باید به اندازه و معتدل باشد تا تضمین کننده سلامتی و شادابی باشد و افراط در خواب و استراحت یا تفریط در آن موجب از بین رفتن سلامت می شود .

۳- سبک زندگی . سلامتی مستلزم ارتقاء سبک زندگی بهداشتی است و بین سبک زندگی و سلامتی ، ارتباط و همبستگی تنگاتنگی وجود دارد . بگونه ای که بسیاری از مشکلات بهداشتی امروز به خصوص در کشورهای پیشرفته مانند اختلالات قلبی عروقی ، انواع سرطان ها ، اعتیاد و … به طور مستقیم با سبک زندگی جدید مرتبط است .
۴- رعایت بهداشت فردی از قبیل مسواک زدن ، استحمام ، رعایت اصول بهداشتی
۵- ورزش و فعالیت بدنی که باعث سوختن چربیهای بدن و پرورش ماهیچه ها و متعادل کردن وزن و فرم بدن می گردد و همچنین کلسترول ، قند ، چربی و فشار خون را کاهش می دهد .
۶- تنفس و هوای سالم : به هوایی که تنفس می کنید مانند غذایی که می خورید توجه کنید زیرا هوای پاک و تمیز در نشاط و شادابی جسم و روح تأثیرگذار است و برعکس هوای آلوده موجب پدید آمدن انواع بیماری های جسمی و تنش های روحی و روانی می گردد .
۷- نور آفتاب : نور آفتاب یک ضرورت بیولوژیک برای انسان است تا آنجا که بدون نور خورشید سلامت و شادابی کامل ممکن نیست و اگر خود را از نور آفتاب محروم کنید سیستم ایمنی و کلید اعمال حیاتی بدن دچار اختلال خواهد شد و یکی از بزرگترین علل بیماری های قرن حاضر دوری و پرهیز خودآگاه یا ناخودآگاه از نور آفتاب است که علاوه بیماری های شناخته شده ای مانند کمبود ویتامین د ، پوکی استخوان و افسردگی ، اختلالات بسیاری در سیستم ایمنی و سلامت بدن ایجاد می کند
۸- مسافرت : گاهاً یکنواختی ها در زندگی باعث ایجاد افسردگی می شود که با مسافرت و ایجاد تنوع و به اصطلاح عوض کردن آب و هوا مجدداً حالت تعادل و شادابی به زندگی برمیگردد . رسول گرامی اسلام می فرمایند (سافروا تصحوا ) مسافرت کنید تا سلامت باشید
۹- استعمال بوی خوش و عطر : که به فرموده رسول خدا ( استعمال بوی خوش دل را قوت می بخشد ) و یا امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند استعمال بوی خوش مایه شادابی ، سلامتی و شکوفائی است .
پیشگیری و مراقبت از بیماری ها :
توجه به پیشگیری و اهمیت آن در کاهش هزینه های زندگی و فراهم نمودن شرائط مساعد برای رشد ، بالندگی ، نشاط و شادابی از مهمترین ارکان حفظ سلامت است و در روایات اسلامی بر رعایت اصول پیشگیرانه از بیماریها نظیر رعایت بهداشت شخصی تأکید فراوان شده است تا آنجا که پیامبر گرامی اسلام می فرمایند ( با دست های چرب و آلوده نخوابید و اگر کسی چنین کرد و به مرضی مبتلا شد کسی را جز خودش ملامت و سرزنش نکند ) و نیز می فرمایند ( کم خوری ریشه همه درمان هاست ) و امام صادق (ع) می فرمایند : ( کوتاه کردن ناخون ها سبب ایمنی از جُزام است ) و امام کاظم (ع) می فرمایند : ( حمام رفتن یک روز در میان بدن را سالم و مداومت بر آن در هر روز پیه (چربی ) کلیه ها را ذوب می کند )
عوامل بیماری زا به پنج دسته تقسیم می شوند :
۱- عوامل بیماریزای زنده : مانند ویروس ها ، قارچ ها ، میکروب ها و انگل های تک یاخته

۲- عوامل مربوط به تغذیه : این عوامل می توانند پروتئین ها ، چربی ها ، کربوهیدراتها ، ویتامین ها ، مواد معدنی و آب باشند که هرگونه افزایش یا کمبود در خوردن این مواد می تواند موجب اختلال تغذیه ای شده و انواع مریضی ها مانند سوء هاضمه ، کم خونی ، گواتر ، چاقی و … را بوجود آورند .
۳- عوامل فیزیکی : مانند قرار گرفتن در مقابل گرما یا سرمای زیاد ، رطوبت ، فشار ، پرتوهای اشعه ایکس و دیگر پرتوهای مضر ، الکتریسیته ، سرو صدا
۴- عوامل شیمیائی : مانند مواد آلرژی زا ( فلزات ، گازها ، مواد حشره کش و … ) که از راه خوردن یا استنشاق کردن یا تلقیح وارد بدن می شوند و باعث پدیدآمدن انواع بیماری ها می شوند .
۵- عوامل اجتماعی : نظیر شیوه های زندگی ناسالم ، عزلت گزینی و دوری از اجتماع ، محرومیت از محبت ، عقده های روانی و اجتماعی

 

(( منشور زندگی))
” وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً” (روم۲۱)

باآرزوی زندگی سعادتمندانه برای شما عزیزان و به امید اینکه زندگی شما در کمال آرامش ولذت جاری وبنیان زندگیتان براساس مودت و رحمت مستحکم باشد.

از زندگی آنگاه لذت خواهید برد که:

۱-در زندگی به دنبال آرامش باشید نه آسایش.(چه بسیار تجملاتی که شاید آسایش بیافریند به قیمت از بین بردن آرامش)
۲ -برای خود ت زندگی کن،برای دیگران زندگی باش. (برای آنانکه کاری نیکو می کنند خداوند عاقبت نیکوتر وبیشتر قرار می دهد و هرگز غبار غم به چهره انان نخواهد نشست)
۳ -توقعتان را در زندگی پایین آورید تا تحملتان در زندگی افزوده شود.
۴ -سختی ها را برای رسیدن به قله تحمل کنید وسختی ها را پل کنید تا به سرزمین خوشبختی برسید.
۵ -سعی کنید زندگی شما برای دیگران سرمشق ونمونه باشد نه مایه عبرت.
۶ -در زندگی داشتن مهم نیست چگونه از داشته ها استفاده کردن مهم است.
۷ -همواره به داشته هایتان نگاه کنید و برای رسیدن به آنچه ندارید تلاش کنید.
۸ -در هنگام خشم تصمیم نگیرید و بدانید بهترین چاره غضب به تاخیر انداختن آن است.
۹ -یکدیگر را دوست بدارید اما از عشق زنجیر نسازید.
۱۰-بر روی باتلاق کینه ها پلی از دوستی بزنید تا به یکدیگر برسید.
۱۱ -زمانی از زندگی لذت خواهید برد که مسایل زندگی را به ترتیب اولویت انجام دهید.
۱۲-بچه های شما همان می شوند که هستید پس آنگونه باشید که دوست دارید آنها باشند.
۱۳-زندگی در کنار هم ایستادن است با حفظ حریم ، نه به هم چسبیدن زیرا ستون های معبد با جدا بودن از یکدیگر بار را بهتر می کشند.
۱۴ -مهم نیست دیگران چقدر به شما احترام می گذارند مهم این است که شما چقدر قابل احترا م هستید.
۱۵-راه های بزرگ با برداشتن قدمهای کوچک آغاز می شود پس هیچگاه از برداشتن قدمهای کوچک دوری نکنید.
۱۶-ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
۱۷-در کمترین مدت می توان زخمی عمیق در دل کسی ایجاد کرد اما بهبود زخم به سالها کوشش نیاز دارد پس سعی کنیم مرحم زخم باشیم نه عامل جراحت.
۱۸-مثبت اندیش باشید که در وجود انسان های مثبت اندیش کمتر اه و افسوس و نفرین است (کارهای زیبا حاصل اندیشه های مثبت است)
۱۹-هنگام گرفتاری خود را به هر طرف نکوبید بلکه به راه بازگشت و چاره بیندیشید.
۲۰-در تقابل بین جویباروصخره جریان آب همواره پیروز است نه بخاطر قدرت آب بلکه به دلیل پایداری (پایداری شرط پیروزی است نه قدرت).
۲۱-یادمان باشد هر تولدی در گرو تحملی است و هر گنجی در پس رنجی .
۲۲-از زندگی خود لذت ببرید بدون آنکه آن رابا زندگی دیگران مقایسه کنید.
۲۳-خوشبخت کسی است که از دیروز بیاموزد،برای امروز زندگی کند وبه فردا امید داشته باشد.
۲۴-همیشه سعی کنید همانگونه که با بهترین دوستتان مودبانه رفتار می کنید با همسرتان نیز به همان صورت رفتار کنید.
۲۵-یادتان باشد مهربانی هر چند اندک باشد هرگز هدر نمی رود.
۲۶-اگر می خواهید دوستتان بدارند دوست بدارید و دوست داشتنی هم باشید .
۲۷-زن کلید خانه است مواظب باشید آنرا گم نکنید و مرد ستون خانه است مواظب باشید آن را خراب نکنید.
۲۸-فاصله بین خواستن تا رسیدن زیاد نیست بخواهید تابرسید وبهوش باشید که فاصله بین موفقیت وشکست فاصله بین غفلت وهوشیاری است.
۲۹-در زندگی هیچگاه مایوس نشوید ((آنچه کرم ابریشم پایان دنیا می داند برای پروانه آغاز زندگی است))
۳۰ -انسانهای بزرگ همه چیز را زیبا می بینند (ما رایت الا جمیلا)آدمهای متوسط فقط زیبایی ها را می بینند و آدمهای کوچک فقط پستی هارا
(شما از کدام طایفه اید؟؟)